هم كه در جايگاه حضرت هارون قرار داده شده ، امام و جانشين پس از پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم و تنها او داناى به اسرار كتاب الاهى قرآن است . و اين منزلتها به او و فرزندانش اختصاص دارد .
ليكن در گفتههاى شهرستانى فايدههاى چندى است :
1 . حضرت موسى ، حضرت يوشع عليهما السلام را بر اسرار تورات و الواح آگاه ساخت تا آنها را به فرزندان حضرت هارون عليه السلام برساند ، پس روشن مىشود كه آشكار كردن اسرار ، امرى مقصود و مورد نظر حضرت موسى عليه السلام بوده است ، و حضرت هارون عليه السلام اختصاص به آن اسرار داشته و به همين علّت فرزندانش به آن اختصاص يافتند .
2 . علّت اختصاص ذكرشده ، اشتراك حضرت هارون با حضرت موسى عليهما السلام در امر رسالت و هدايت است ، همانگونه كه فرمود : « و أشركه فى أمرى » .
3 . حضرت هارون خود جانشين حضرت موسى عليهما السلام بود ، و بر هر مسلمانى روشن است كه جانشينىِ پيامبر معصوم ، از بين رفتنى و قطع شدنى نيست .
4 . ليكن چون در حيات حضرت موسى از دنيا رفت ، جانشينى به امانت به يوشع منتقل شد ، امّا جانشينىِ اصلى از آنِ حضرت هارون عليه السلام بود .
5 . جانشينىِ يوشع براى رساندن آن ، به دو فرزند حضرت هارون عليه السلام بود ، و اين وجه ديگرى است از اين حقيقت كه جانشينِ اصلى ، حضرت هارون عليه السلام است .
6 . جانشينى و امامت دوگونه است : وديعه و پايدار . جانشينى و امامت فرزندان هارون عليه السلام پايدار بود .
در پرتو اين مطالب گوييم :
جانشينى و امامت عام اميرالمؤمنين عليه السلام به اقتضاى عموم منزلت ، ثابت است ، و دست كم ، تشبيه بر اوصاف ظاهر مشهور حمل مىشود ، همانگونه كه از گفتهى ولى الله دهلوى به دست مىآيد .
. . . امّا دهلوى خود ، حمل بر مشابهت كامل را ضرورى مىداند . از آنجا كه وجوب اطاعت شبّر و شبير ، و امامت و جانشينى آن دو ، ثابت است ، پس بايد حسنين عليهما السلام در تمام اين مقامات مانند آن دو باشند و اين اقتضاى نامگذارى آن دو به نام دو فرزند
خلاصهء عبقات الانوار (حديث منزلت) (فارسى) — صفحة 501
مساهمون: السيد مير حامد حسين الهندي
ص٥٠١