تخطي إلى المحتوى الرئيسي

خلاصهء عبقات الانوار (حديث منزلت) (فارسى) — صفحة 504

مساهمون:

ص٥٠٤
كُشته شود . سپس خداوند هارون را وكيل قرار داد و فرمود : به راستى نگه‌دارى تمام بلندمرتبگىهاى خود از تمام قدس‌هاى بنىاسرائيل را به تو عطا كردم ، آن‌ها را به طور قطع كردن و به فرزندانت به رسم دهر دادم ، اين براى تو از قدس‌هاى خاصّان بعد از قربانى سوخته است ، از تمام قربانىهايشان و كمك‌هايشان و سربريدن‌هايشان ، و قربانى گناه كه برايم مىآورند ، اين از قدس‌هاى خاصّان براى تو و پسرانت مىباشد . » سوم . نيز در سفر چهارم است : « فصل شانزدهم : و قورح ميان يصهاربن قهاث بن‌ليوى ، و داثان و أبيرام پسران الياب و اون‌بن‌فالث فرزندان را و بين جلو آمدند ، و مقابل موسى ايستادند با مردمانى از بنىاسرائيل ، دويست و پنجاه نفر از اشراف آن گروه دعوت كنندگان محل حضور و نامداران ، پس بر موسى و هارون فرياد زدند و به آن دو گفتند : رياست برايتان بسنده نيست ، چون همه‌ى اين گروه پرهيزكارند و در ميان آنان نور خدا است پس شما را چه مىشود كه بر گروه خداوند برترى مىجوييد ؟ پس موسى آن را شنيد و با صورت به زمين افتاد ، و به قورح و همه‌ى همراهانش چنين گفت : فردا خداوند مىشناسد چه كسى براى اوست و چه كسى مقدّس است ، پس او را به خود نزديك مىكند ، و هر كس را كه برگزيند به او نزديك مىكند ، چاله‌اى درست كنيد آتشدان‌هاى ياقورج و همه‌ى همراهانش را بگيريد و بر آن‌ها آتش قرار دهيد و در برابر خداوند در آن بريزيد . فردا هر مردى را كه خداوند برگزيند ، او آن مقدس است ، اين شما را بسنده است اى فرزندان ليوى . سپس موسى به آنان گفت : اى فرزندان ليوى گوش كنيد ، آيا از نظر شما اندك است كه خداى اسرائيل را از گروه شما جدا كنم ؟ پس شما را به او نزديك كرد تا او را با ذلّت و خوارى خدمت كنيد و در برابر آن جماعت بايستيد و آنان را خدمت كنيد ، هم‌چنين تو و ديگر برادرانت فرزندان ليوى به همراه تو را نزديك كرد ، تا خواستار امامت نيز شديد . . . پس خداوند با موسى چنين سخن گفت : بر آن جماعت بگذر و به آنان بگو : از پيرامون خانه‌ى قورح و داثان و ابيرام بالا رويد . پس موسى به پا خواست و نزد داثان و ابيرام رفت ، و بزرگان بنىاسرائيل همراهش رفتند ، با آن جماعت سخن گفت و به آنان