چيست ؟ . . . » « 1 » 4 - 1 . سخن سيد مرتضى در پاسخ به اين شبهه
اين گروه به علّت كماطّلاعى از علم كلام ، بر سخن سيد مرتضى علمالهدى در پاسخ به اين شبهه آگاهى نيافتند . سيّد پس از اثبات عموميّت منزلتها گويد :
« با ثبوت اين جمله امكان دارد كه ترتّب دليل در اصل به گونهاى باشد كه واجب شود هارون بر امّت موسى واجب الاطاعة باشد ، اگر بعد از وفات او باقى مىماند ، و مانند اين منزلت براى اميرالمؤمنين عليه السلام ثابت شود ، گرچه به خلافت او در زمان حياتش باز نمىگردد ، و اين كه بعد از وفات نيز استمرارش واجب باشد ، چرا كه در ميان مخالفان هستند كسانى كه كنار زدن خلافت هارون از موسى عليهما السلام در زمان حياتش را بر خود تحمّل مىكنند ، منزلتى جداى از نبوّتش را انكار مىكنند ، هرچند عناد آنها در اين نكته كه بر خود تحميل كردهاند ، آشكار است .
گوييم : ثابت شد كه حضرت هارون عليه السلام بر امّت حضرت موسى عليه السلام واجب الاطاعة بود ، به جهت مشاركتش در نبوّتى كه نمىتوان آن را كنار زد . و ثابت شد كه اگر پس از او باقى مىماند ، آنچه اطاعتش بر تمامى امّت حضرت موسى عليه السلام واجب بود ، برايش واجب مىشد ، چون هنگام حيات او ، خروجش از نبوّت جايز نيست . از سويى پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم با حديث منزلت ، تمامى منزلتهاى هارون نسبت به موسى - بجز نبوّت - را براى اميرالمؤمنين عليه السلام واجب فرمود . از جمله منزلتهاى او اين بود كه اگر پس از او باقى مىماند ، اطاعتش بر امّتش واجب مىشد ، گرچه به جهت نبوّتش واجب بود . با وجوب اين موارد ، واجب مىشود كه اميرالمؤمنين عليه السلام بر ديگر افراد امّت پس از وفات پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم واجبالاطاعة باشد ، گرچه پيامبر نمىبود ، چون اقتضاى نفى نبوت ، آن نيست كه تمام آنچه در جاى آن واجب است ، منتفى شود ، بنا بر آنچه توضيح داديم .
هامش
( 1 ) . المختصر فى شرح التلخيص : 94 ، بنگريد : المطوّل : 166 - 167 .