تخطي إلى المحتوى الرئيسي

خلاصهء عبقات الانوار (حديث منزلت) (فارسى) — صفحة 473

مساهمون:

ص٤٧٣
فرشتگان لازم مىآيد . پنجم : اگر نبوّت تنها علّت واجب‌الاطاعة بودن قرار داده شود ، براى آن ويژگى ديگرى باقى نمىماند . لذا آنان بايد ديگر فضيلت‌هاى اميرالمؤمنين عليه السلام را نيز نفى كنند ، با اين گمان كه تمامى فضيلت‌هاى هارون ، برگرفته از نبوّت ايشان است نه خلافتشان . ششم : واجب‌الاطاعة بودن تنها برآمده از نبوّت نيست ، بلكه ممكن است نبوّتى نباشد ولى اطاعت واجب گردد ، مانند وجوب اطاعت خداوند و اطاعت جانشين‌ها . پس اگر براى امرى دو علّت يا بيشتر بود ، با نفى يكى از علّت‌ها ، مسبب منتفى نمىگردد . تعدّد علّت‌ها براى يك امر واحد شايع است ، ابن‌هشام در مورد معنىهاى حرف « لو » گويد : « سوم : اين حرف به طور خاصّ ، امتناع را مىرساند ، نه دلالتى بر امتناع جواب دارد ، و نه بر ثابت بودنش ، ليكن اگر در شرط در عموميّت مساوى بود مانند اين كه بگويى : لو كانت الشّمس طالعة ، كان النهار موجوداً منتفى بودن آن لازم مىآيد ، چون از منتفى شدن سبب مساوى ، منتفى شدن مسبّبش لازم مىآيد ، و اگر اعمّ بود - مانند اين كه بگويى : لو كانت الشّمس طالعة كان الضوء موجوداً منتفى بودنش لازم نمىشود ، بلكه منتفى شدن مقدار مساوى از آن شرط لازم مىآيد ، و اين گفته‌ى پژوهشگران است . . . » « 1 » شگفتا از تفتازانى كه به اين شبهه چنگ درمىزند ، در حالى كه خودش كلام ابن‌حاجب در معنى « لو » را - كه پيش از اين نقل شد - بازگو كرده و به آن رضايت مىدهد . وى در دو شرحش ( المطوّل ) و ( المختصر ) بر ( التلخيص ) گويد : « حرف « لو » براى شرط است . يعنى تعليق حصول مضمون جواب شرط براى حصول مضمون شرط با فرض بر گذشته ، با قطع به منتفى شدن شرط ، كه منتفى شدن جواب شرط لازم مىشود ، مانند اين كه مىگويى : « لو جئتني لأكرمتك » . گرامى داشتن را به آمدن وابسته مىكنى با قطع به منتفى بودنش ، پس منتفى بودن اكرام لازم مىآيد و
هامش
( 1 ) . مغنى اللبيب 1 : 340 .
خلاصهء عبقات الانوار (حديث منزلت) (فارسى) — صفحة 473 | السيد مير حامد حسين الهندي / محبوب القلوب