كردن به معنى مشهور نيست ، بلكه تأكيدى است بر قيام به امر مردم در روزهاى غيبت موسى عليه السلام ، و گرنه او در زمان موسى عليه السلام خود پيامبرى بود و مأمور به تبليغ . »
نويسنده گويد : حضرت هارون عليه السلام در حيات حضرت موسى عليه السلام واجب الاطاعة و واجب الإتباع بود . به همين گونه حضرت اميرالمؤمنين عليه السلام در حيات پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم واجب الاطاعة و واجب الإتّباع است ، به جهت ثبوت تمامى منزلتها براى ايشان ، به گونهاى كه گذشت .
و به فرض حمل اين منزلت بر منزلتهاى مشهور كه شاه ولىاللَّه دهلوى در كتابش ( ازالة الخفا ) بدان معتقد شده - باز هم نتيجه حاصل است .
2 - 1 . خلافت اميرالمؤمنين عليه السلام ثابت است ، همان سان كه وجوب اطاعتش در حيات پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم ثابت مىشود .
ثبوت واجب الاطاعة بودن اميرالمؤمنين عليه السلام در حيات پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم براى ثبوت جانشينى از سوى حضرتش صلى الله عليه و آله و سلم بسنده است ، از چندين جهت :
نخست : عقيده به وجوب اطاعتش در حيات پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم و سپس بعد از وفات كنار زدن جانشينى از ايشان و قرار دادنشان در رديف رعيّتها و پيروان ، بر خلاف اجماع مركّب است .
دوم : عقل هيچ خردمندى جايز نمىشمرد كه اميرالمؤمنين عليه السلام در حيات پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم مانند هارون واجب الاتباع و الاطاعة باشد ، و سپس بعد از وفات آن حضرت ، اين مرتبه و مقام از ايشان سلب شود و در زمرهء گروه پيروان و اطاعتكنندگان قرار گيرد .
سوم : اميرالمؤمنين عليه السلام - مانند هارون عليه السلام - به طور مطلق نسبت به تمامى امّت پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم واجب الاطاعة بود ، تا جايى كه اطاعت و پيروى از حضرتش بر آن سه تن نيز واجب بود ، بدين جهت عقيده به امامت و خلافت نداشتن ايشان پس از پيامبر ، و امام و خليفه قرار دادن آن سه نفر ، مستلزم برگرداندن موضوع و برعكس كردن مشروع است . بدين سان پيروان اطاعتكننده ، به امامان اطاعت شده تبديل مىشوند . و كسى كه
خلاصهء عبقات الانوار (حديث منزلت) (فارسى) — صفحة 470
مساهمون: السيد مير حامد حسين الهندي
ص٤٧٠