تخطي إلى المحتوى الرئيسي

خلاصهء عبقات الانوار (حديث منزلت) (فارسى) — صفحة 472

مساهمون:

ص٤٧٢
- اگر پس از موسى باقى مىماند - تنها به جهت نبوّتش نافذ است . نبوّت در على رضىاللَّه‌تعالىعنه منتفى است ، پس هرچه بر آن مبتنى و سبب آن مىگردد نيز منتفى مىشود . » « 1 » قوشچى نيز عين اين عبارت را آورده است . « 2 » ابن‌حجر گويد : « بعلاوه به فرض كه فرمان هارون پس از وفات موسى نافذ باشد ، به جهت نبوّت است نه جانشينى از او ، و در اين‌جا نبوّت نفى شده است ، چون نبوّت على محال است ، پس لازم مىآيد مسبب آن - كه واجب الاطاعة و نافذ بودن فرمان است - نفى شود . » « 3 » گويم : اين نظريه ، از چند جهت توهّمى باطل است : اوّل : لازمه‌ى اين نظريه ، آن است كه اميرالمؤمنين عليه السلام در مرتبه‌ى چهارم نيز جانشين نباشد ، چون در اين مرتبه هم نبوّت از او منتفى است ، پس واجب‌الاطاعة هم نيست . دوم : اگر لازمه‌ى منتفى بودن نبوّت ، منتفى بودن واجب الاطاعة و نافذبودن فرمان باشد ، رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم بنا بر حديث‌هاى بسيار - كه نزد فريقين معتبر است اطاعت اميرالمؤمنين عليه السلام را واجب نمىفرمود ، در حالى كه اطاعت ايشان به نص آن حديث‌ها واجب است ، كه بعضى از آن‌ها را خواهيم آورد . سوم : اگر واجب‌الاطاعه و نافذ بودن فرمان ، از نبوّت نشأت مىگيرد نه از خلافت ، خلافت آن سه نفر باطل مىشود ، چون نبوّت از آنان نيز منتفى است . چهارم : شكّى نيست كه عصمت از منزلت‌هاى حضرت هارون عليه السلام است . حضرت على عليه السلام كه به او تشبيه شده نيز معصوم است ، به جهت عموميت منزلت‌ها . عصمت ، مستلزم امامت و خلافت است ، زيرا مقدّم داشتن غير معصوم بر معصوم قبيح است . و منتفى شدن آن لازمه‌ى منتفىشدن نبوّت نيست ، و گرنه ، منتفىشدن عصمت از
هامش
( 1 ) . شرح المقاصد 5 : 275 . ( 2 ) . شرح التجريد : 370 . ( 3 ) . الصواعق المحرقة : 74 .
خلاصهء عبقات الانوار (حديث منزلت) (فارسى) — صفحة 472 | السيد مير حامد حسين الهندي / محبوب القلوب