تخطي إلى المحتوى الرئيسي

خلاصهء عبقات الانوار (حديث منزلت) (فارسى) — صفحة 443

مساهمون:

ص٤٤٣
پس اعراب چون تن‌اند و قريش جان آنان ، قريش جان‌اند و بنىهاشم نهان و مغزشان ، و جايگاه هدف دين و دنيا از آنان است . هاشم ملاحت زمين‌اند و زينت دنيا ، طلاى كانى جهان ، بزرگ‌ترين بزرگان قوم ، معتمد أعظم ، مغز هر گوهر بخشنده ، راز هر عنصر شريف ، سرشت بىآلايش ، جاى كاشتن با بركت ، پرچم‌هاى برافراشته استوار ، معدن فهم ، سرچشمه‌ى دانش ، داراى چشمان گريان در بردبارى ، و شمشير برّان در عزم و اراده ، همراه با بردبارى و دورانديشى ، و گذشت از گناه ، و قصد كردن پس از معرفت ، و گذشت كردن پس از توانايى . آنان‌اند مهتر و بزرگ گرامىتر قوم . آنان ماننده‌اند به آبى كه چيزى آن را آلوده نمىكند ، خورشيدى كه هيچ كجا پنهان نمىماند ، طلا كه به كاستى شناخته نمىشود ، ستاره براى سردرگُم ، و آب سرد براى تشنه‌لب . از آنان است دو گران سنگ ، دو پاكيزه ، دو سبط ، دو شهيد ، شير خدا ، صاحب دو بال [ در بهشت / جعفر طيار ] ، ذوالقرنين امّت ، بزرگِ وادى ، ساقى حاجيان ، بردبار وادى مكّه ، دريا و دانشمند . انصار ياران ايشانند . مهاجران آنانىاند كه به سويشان يا با ايشان هجرت كردند . صدّيق كسى است كه آنان را تصديق كرد . و فاروق كسى است كه ميان حق و باطل را به وسيله‌ى ايشان فرقى نهاد ، حواريون ياران ايشانند ، و ذوالشهادتين [ چنين نام يافت ] چون به نفع ايشان شهادت داد . و هيچ نيكى نيست جز براى آنان ، يا درباره‌ى آنان ، يا با ايشان ، يا اين كه به ايشان اضافه مىشود . و چگونه چنين نباشند ؟ از آنان است فرستادهء پروردگار جهانيان ، امام اوّلين و آخرين ، بزرگِ فرستادگان ، و خاتم پيامبران ، كسى كه براى هيچ پيامبرى نبوّت به اتمام نمىرسد جز اين كه او را تصديق كند و به او بشارت دهد ، همان كسى كه رسالتش مشرق و مغرب را فرا گرفت و خداوند آن را بر همه‌ى اديان آشكار ساخت گرچه مشركان را خوش