« چرا گفتهاى چيزى كه فرض شده توصيفش به عنوان يك جايگاه ، صحيح نيست ؟ مىبينيم آنچه آوردهاى چيزى جز در مسير ادّعا نيست ! و آنچه انكار كردى كه مقدّر به عنوان مقدّر توصيف شود ، و اين كه اگر شناخته شده باشد ، اشاره به آن و تشبيه ديگرى به آن ، صحيح مىباشد ، چون اگر صحيح شد و با وجود مقدّر بودن ، حصول آن معلوم و وجوبش هنگام وجود شرطش باشد ، پس اشاره به آن صحيح است و شناخته شدن به آن حاصل است ، به آنچه دربارهى بدهى آوردى راضى شديم ، چون اگر فردى به ديگرى دين مشروط داشته باشد در وقت مورد انتظار واجب مىشود ، و قبل از ثابت و حاصل شدنش ، مىتواند مورد اشاره قرار گيرد و حمل ديگرى بر آن صحيح مىباشد . و مورد انتظار و متوقّع بودنش ، مانع همهى آنچيزها نمىگردد ، و نيز به بدهى و حق توصيف مىشود هرچند كه اينك ثابت نشده باشد .
از جمله دلايلى كه بطلان گفتهات را برملا مىكند ، اين است : مقدّر - هرچند كه حصول آن دانسته شده باشد - به اين كه يك جايگاه است توصيف نمىشود . اگر يكى از ما بگويد : فلانى نسبت به من در جايگاه زيد نسبت به عمرو است در همهى حالاتش ، و از پيش مىدانستيم كه زيد نسبت به عمرو چنان اختصاص يافته و قرب و منزلت يافته كه اگر چيزى از اموالش را بخواهد اجابت كرده و مىبخشد ، بعلاوه فرد تشبيه شده اگر از دوستش درهمى يا جامهاى بخواهد ، بر او واجب است اگر حكم كرده باشد كه جايگاهش نسبت به او جايگاهى است كه آورديم كه آن را به او ببخشد ، هرچند كسى كه حالتش به او تشبيه شده ، عين آن مسأله برايش اتّفاق نيفتاده باشد ، و بر گويندهاى كه گفتهاش را باز گفتيم نباشد كه او را از آن درهم و پيراهن باز دارد ، به اين كه بگويد : من برايت جايگاههاى فلانى نسبت به فلانى قرار دادم ، و درخواست درهم يا جامه ، در زمرهء اين جايگاهها نيست ، بلكه بر او واجب است تمام بخششها را در صورت درخواست او عملى سازد . بر اين پايه لازم نيست كه نمازششم و ديگر عبادتهايى كه اگر پيامبر صلى إله عليه [ و آله ] و سلم واجب بر ما مىفرمود ، به همانگونه واجب بدانيم كه اينك از شريعت ايشان توصيف مىشود ، چون علّت وجوب و استحقاقى برايش حاصل نشده است ، بلكه سبب وجوبش مقدّر است ، همانگونه كه آنها مقدّر هستند ،
خلاصهء عبقات الانوار (حديث منزلت) (فارسى) — صفحة 446
مساهمون: السيد مير حامد حسين الهندي
ص٤٤٦