نيامد . » « 1 »
11 - به عقيدهء عبدالجبار ، اين حديث فقط يك منزلت ثابت را در بر مىگيرد .
قاضى عبدالجبّار در كتابش ( المغنى ) گويد : « حديث منزلت : تو نسبت به من در جايگاه هارون نسبت به موسى هستى ، فقط يك منزلت ثابت نسبت به او را شامل مىشود و در ذيل آن منزلت تقدير شدهاى وارد نمىگردد ، چون مقدّر شده به دست نيامده است و جايز نيست كه يك منزلت باشد ، چون توصيف آن به يك منزلت اقتضا دارد كه به گونهاى ويژه حاصل آيد ، و در مقدّر تفاوتى نيست كه از بابى باشد كه به ناچار بايد بدانگونه كه مقرّر شده باشد يا اين كه نبايد در پى اين سخن وارد شود .
درستى اين مطلب را كلام او : « تو نسبت به من در جايگاه هارون نسبت به موسى هستى » بيان مىكند كه اقتضا دارد هارون نسبت به موسى جايگاهى شناخته شده مشابه جايگاه او ، داشته باشد . پس چگونه مىتواند صحيح باشد كه داخل آن تقدير شده گردد . اين مانند گفتهى گويندهاى است كه بگويد : حقّ تو بر من مانند حقّ فلانى بر فلانى است ، و بدهى تو نزد من مانند بدهى فلانى است و مانند اينها ، كه تنها امر شناخته شدهى حاصلى را شامل مىشود .
وقتى كه آن ثابت شود ، بايد دقّت كنيم . اگر جايگاه هارون نسبت به موسى شناخته شده بود ، سخن را بر آن حمل مىكنيم . در غير اينصورت بايد توقّف كنيم ، همانگونه كه در مثالهايمان دربارهى حقّ و بدهى اين توقّف واجب است .
همچنين بايد بنگريم ، اگر سخن اقتضاى شمول دارد آن را بر شمول حمل مىكنيم ، و گرنه توقّف بر آن واجب مىشود و جايز نيست كه جايگاهى كه براى هارون به دست نيايد ذيل اين سخن وارد شود .
نيز دانستهايم كه جانشينى بعد از او برايش حاصل نشد ، پس بايد ذيل آن خبر
هامش
( 1 ) . زهرالآداب و ثمر الألباب 1 : 95 - 97 .