تخطي إلى المحتوى الرئيسي

خلاصهء عبقات الانوار (حديث منزلت) (فارسى) — صفحة 426

مساهمون:

ص٤٢٦
خدا صلى الله عليه و آله و سلم دو جهت است : خويشاوندى و مصاحبت بسيار طولانى ، لذا او را براى آن امر برگزيد نه ديگرى را . » « 1 » 4 - 6 . محب‌الدّين طبرى : « در آن خبرى از دورهء پس از وفات نيست ، نه به نفى و نه به اثبات . » « 2 » به نظر او حديث درباره‌ى خلافت پس از وفات خبر نمىدهد ، نه به نفى و نه به اثبات ، پس ادّعاى دلالتش بر نفى قطعاً باطل است . . . گويد : « نمىتوان گفت : علت اين امر كه موسى ، هارون را پس از وفاتش جانشين خود نكرد ، به جهت رحلت هارون عليه السلام بود ، و اگر زنده بود ، غير او را و خدا داناتر است جانشين نمىكرد ، بر خلاف رابطهء على با پيامبر صلّىاللَّه‌عليه‌وسلّم ، و اگر هنگام مرگش هارون زنده مىبود ، و ديگرى را جانشين مىكرد ، آن كار به پايان مىرسيد . چون ما مىگوييم : سخن با شماست در توضيح اين كه مراد از اين حديث ، جانشينى در زمان حيات است ، به جهت نازل شدن در جايگاه هارون نسبت به موسى ، جايگاهى كه در جانشينى جز در دوران حيات تحقّق نيافت . پس ثابت شد كه مراد ، امرى است كه تحقّق يافت ، نه امر ديگرى وراى آن . البته متعلّق شما وقتى تماميّت مىيابد كه جانشينى هارون پس از وفات موسى انجام گرفته باشد . » « 3 » صريح اين گفته چنين است كه مراد از اين حديث ، جانشينى در زمان حيات است . پس مدّعاى دهلوى ، از جهت ديگرى است كه طبرى آن را نفى كرده است . 5 - 6 . ابوشكور حنفى : « در حديث منزلت : آيا راضى نمىشوى كه نسبت به من در جايگاه هارون نسبت به موسى باشى ، خويشاوندى و خلافت را اراده كرده ، نه نبوّت را . » « 4 » بنابراين ، نفى خلافت را اراده نكرده است .
هامش
( 1 ) . المفاتيح شرح المصابيح ( خطى ) . ( 2 ) . الرياض النضرة 1 : 224 . ( 3 ) . الرياض النضرة 1 : 224 . ( 4 ) . التمهيد فى بيان التوحيد .