مولايمان اميرالمؤمنين عليه السلام تصريح كردهاند . بخشى از گفتههايشان چنين است :
1 - 6 . فضلاللَّه توربشتى :
« [ على ] گفت : اى رسول خدا ، منافقان چنين پنداشتهاند . فرمود : دروغ گفتند ، من تو را جانشين كردم بر آنچه پشت سرم به جا گذاردم ، پس بازگرد و جانشين من در خانوادهام و خانوادهات باش ، آيا راضى نمىشوى اى على كه نسبت به من در جايگاه هارون نسبت به موسى باشى ؟ [ با اين حديث ] كلام خداوند سبحان را تأويل فرمود : « و قال موسى لأخيه هارون اخلفنى فى قومى » » « 1 »
و نيز گويد :
« به اين حديث بر نزديكى جايگاه و اختصاص داشتن به برادرى از سوى پيامبر ، استدلال مىشود . » « 2 » قارى نيز آن را نقل كرده است . « 3 » بنابراين ، مدلول اين حديث نفى خلافت نيست .
2 - 6 . شمسالدّين خلخالى :
« حديث ، دلالت بر نزديكى و اختصاص على دارد به آنچه كسى جز خودش نسبت به خانوادهاش انجام نمىدهد . او به آن اختصاص يافت ، چون ميان او و رسول خدا صلّىاللَّهعليهوسلّم دو جهت وجود دارد : خويشاوندى و همنشينى بسيار طولانى . لذا او را برگزيد نه ديگرى را . » « 4 » 3 - 6 . مظهرالدّين زيدانى :
« به آن حديث بر نزديكى و اختصاص على به آنچه كسى جز خودش آن را انجام نمىدهد ، استدلال مىشود . از اين جهت به آن اختصاص يافت كه ميان او و رسول
هامش
( 1 ) . المرقاة فى شرح المشكاة 5 : 564 .
( 2 ) . شرح المصابيح ( خطى ) .
( 3 ) . المرقاة 5 : 564 .
( 4 ) . شرح المصابيح ( خطى ) .