تخطي إلى المحتوى الرئيسي

خلاصهء عبقات الانوار (حديث منزلت) (فارسى) — صفحة 353

مساهمون:

ص٣٥٣
10 - خلافت حضرت هارون عليه السلام در روايت ابن‌عبّاس و ديگران افزون بر اين مطالب ، روايتى است از ابن‌عبّاس كه گروهى از بزرگان حديث روايت كرده‌اند . سيوطى گويد : « ابن‌ابىعمر عدنى در مسندش ، عبدبن‌حميد نسايى ، ابويعلى ، ابن‌جرير ، ابن‌المنذر ، ابن‌ابىحاتم ، ابن‌مردويه ، از سعيدبن‌جبير نقل كرده‌اند كه گفت : از ابن‌عبّاس پرسيدم : « فتون » در آيه‌ى « و فتنّاك فتونا » چيست ؟ گفت : روز را آغاز كن - ابن‌جبير كه سخنى طولانى دارد . روز بعد ، نزد ابن‌عبّاس رفتم تا سخن او در مورد « الفتون » را خواستار شوم . گفت : فرعون و هم‌نشينان او ، وعده‌اى را كه خداوند عزّوجلّ به ابراهيم عليه السلام داده بود كه در فرزندانش پيامبران و پادشاهانى قرار دهد ، مورد مذاكره قرار دادند . هنگامى كه از دريا گذشت ، ياران موسى گفتند : به ما مىرسند ، ما مىترسيم كه فرعون غرق نشده باشد و از هلاكتش در امان نيستيم . موسى پروردگارش را خواند . خدا او را با بدنش از دريا بيرون آورد تا اين كه يقين كردند . سپس بر مردمانى گذشتند كه گرد بت‌هايشان مىگشتند . گفتند : اى موسى برايمان مانند آن‌ها خدايانى قرار ده . گفت : شما مردمانى هستيد كه سخت نادانى مىورزيد ، خدايانشان فانى و آن‌چه انجام مىدهند باطل است . چندان پندهايى ديديد كه برايتان بسنده است و آن‌ها را شنيديد . سپس رفتند تا آنان را در منزلى فرود آورد و به ايشان گفت : هارون را اطاعت كنيد ، كه من او را جانشين خود بر شما گماردم و من به سوى پروردگارم مىروم ، و سى روز مهلتشان داد تا به سويشان بازگردد . . » . « 1 » سيوطى همچنين گفت : « ابن‌ابى حاتم از ابوالعالية نقل كرد درباره‌ى آيه‌ى « و واعدنا موسى ثلاثين . . . » موسى يارانش را به جا گذاشت و هارون را جانشين خود بر آنان گماشت » . « 2 »
هامش
( 1 ) . الدرّ المنثور : 5 / 567 و 569 - ذيل آيه‌ى 40 سوره‌ى طه . ( 2 ) . همان : 3 / 535 - ذيل آيه 42 سوره‌ى اعراف .