است » . « 1 » 6 - 3 . نيشابورى : « أخلفني في قومي » خليفهام در ميان آنان باش « و أصلح » و مصلح باش يا آنچه از امور بنىاسرائيل بايد اصلاح شود ، اصلاح كن و هر كسى تو را به فساد فرا خواند ، او را پيروى مكن . هارون خليفه قرار داده شد با اينكه شريك موسى در نبوّت بود به دليل « و أشركه في أمري » و شريك وضع بهترى از خليفه دارد ، چون نبوّت موسى بالاصالة بود و نبوّت هارون تبعى بود ، گويى كه جانشين و وزيرش بود » . « 2 » 7 - 3 . بيضاوى : « و قال موسى لأخيه هارون اخلفني في قومي » خليفهام در ميانشان باش « و أصلح » به سامان آور آنچه كه از كارهايشان را كه بايد اصلاح شود ، يا مصلح باش « و لا تتّبع سبيل المفسدين » و از كسى كه راه افساد را مىپيمايد پيروى مكن . و از كسى كه تو را به آن فرا مىخواند ، اطاعت مكن » . « 3 » 8 - 3 . نسفى : « « و قال موسى لأخيه هارون » عطف بيان براى « أخيه » است « اخلفني في قومي » خليفهام در ميانشان باش « و أصلح » به سامان آور آنچه از امور بنىاسرائيل بايد اصلاح شود » . « 4 » 9 - 3 . ابنكثير : « هنگامى كه ميقات تمام شد و موسى قصد رفتن به طور كرد ، همانگونه كه خداوند متعال مىفرمايد : « يا بنىاسرائيل قد أنجيناكم من عدوّكم و واعدناكم جانب الطّور الأيمن » الآية . آنگاه موسى برادرش هارون را خليفه بر بنىاسرائيل گماشت و او را به اصلاح و عدم افساد سفارش كرد . و اين توجّه دادن و يادآورى است ، و الّا هارون عليه السلام پيامبرى شريف كريم نزد خداوند و داراى وجاهت و جلالت است ، صلواتاللَّه وسلامهعليه وعلى سائرانبياء اللَّه » . « 5 » 10 - 3 . ابوالسعود : « « و قال موسى لأخيه هارون » هنگامى كه بنابر فرمانى كه به او داده شد ، به سوى مناجات رفت [ به او گفت : ] « اخلفني » يعنى خليفهام باش « في
هامش
( 1 ) . تفسير رازى : 14 / 227 .
( 2 ) . تفسير نيشابورى : 3 / 314 .
( 3 ) . تفسير بيضاوى : 1 / 367 .
( 4 ) . تفسير نسفى : 2 / 127 ط حاشيه الخازن .
( 5 ) . تفسير ابنكثير : 2 254 .