آن واقع شده ، مورد توجّه نيست ، و اجماع آنان دربارهى آنچه سابقهى خلاف دارد به منزلهى صحيح آحادى است ، تا آنجا كه موجب عمل بدون علم شود ، به شرط اينكه مخالف اصول نباشد ، پس اين اجماع در پايينترين مرتبهى حجّيت بود . اينگونه است در التقويم ، و شايسته است كه بر مبناى قياس مقدّم باشد ، مانند خبر واحد » . « 1 » بنابراين لازمهى اين كه يك شىء به منزلهى يك شىء ديگر باشد ، آن است كه احكام آن بر اين مترتّب شود و اين دليل صريحى است بر گفتهى آن گوينده كه جملهى :
« اين به منزلهى آن است » ، دلالت بر عموميت مىكند .
پس حضرت اميرالمؤمنين عليه السلام به منزلهى حضرت هارون عليه السلام است ، يعنى همهى رتبههايى كه براى حضرت هارون عليه السلام ثابت است ، براى حضرتش نيز ثابت مىشود .
پس اين حديث دلالت بر عموميت منزلت مىنمايد .
3 - دلالت حديث بر عموميّت به اعتراف عبدالحق دهلوى
شيخ عبدالحق دهلوى در « شرح المشكاة » اعتراف مىكند كه حديث منزلت همهى منزلتهاى حضرت هارون را براى سرورمان حضرت امير عليه السلام ثابت مىكند . او در شرح حديث منزلت گويد : سعدبنابىوقاص كه يكى از عشرهى مبشره است گفت :
پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم به على فرمود : « تو نسبت به من در جايگاه هارون نسبت به موسى هستى » چون او برادرش و خليفهاش بود ، « جز اين كه پس از من پيامبرى نيست » . يعنى : غير اين تفاوت كه پس از من پيامبرى نيست ، و هارون پيامبر بود ، در حالى كه تو پيامبر نيستى . » .
پس شيخ عبدالحق دهلوى از اين حديث عموميت را فهميده است و دقيقاً آورده است كه ميان حضرت اميرالمؤمنين و حضرت هارون عليهما السلام جز در نبوّت تفاوتى نيست .
از اين سخن نتيجه مىشود كه اميرالمؤمنين عليه السلام خليفهى بعد از پيامبر ، امام معصوم ، واجب الاطاعة ، و داناترين و أفضل آن قوم . . . مىباشد .
هامش
( 1 ) . التحقيق فى شرح المنتخب فى اصول المذهب ، مبحث الاجماع .