به كنايه با مخاطب سخن گويد ، او حد نمىخورد . بدينسان در هر كنايه كه سخن بگويند ، بنابر آنچه گفتيم . بر خلاف كسى كه مردى را به زنا متّهم كند و ديگرى بگويد :
« او آنگونه است كه گفتى » . اين شخص حد مىخورد و به منزلهى كلام صريح است ، بنابر آنچه در كتاب حدود ، دانسته شد » .
شارح كتابش بخارى گويد : « اين كه به زودى گفته : « و آن به منزلهى كلام صريح است ، بنابر آنچه دانسته شد . » شمسالأئمّة در مورد كلام او كه « او آنگونه است كه گفتى » گويد : حرف كاف تشبيه نزد ما عموميت را در جايى كه احتمالش را مىدهد ، ايجاب مىكند . لذا در اين گفتهى على رضىاللَّهعنه : « جز اين نيست كه به آنان پيمان ذمى داديم و آنان جزيه پرداختند تا اموالشان مانند اموال ما و خونهايشان چون خونهاى ما باشد ( ليكون اموالهم كأموالنا و دمائهم كدمائنا ) » . گفتيم : اين بر عموم جارى است در آنچه از شبههها مانند حدود بر طرف مىشود ، و آنچه با شبههها ثابت شده است مانند اموال ، اين حرف كاف نيز ايجاب كنندهاش عموميت است ، چون در جايى كه احتمالش را مىدهد ، به دست آمده است ، پس به معنى نسبت دادن قطعى او به زنا است ، به منزلهى سخن اوّل ، بنابر آنچه نزد ما موجب عام است » . « 1 » گويم :
پس تشبيه نزد اصولىها عموميت را ايجاب مىكند ، و در حديث منزلت تشبيه است ، آنگونه كه شرح كنندگان پژوهشگر دانشور صريحاً نوشتهاند مانند : قاضى عياض ، نووى ، محب طبرى ، طيّبى ، كرمانى ، عسقلانى ، أعور واسطى ، قسطلانى ، علقمى ، مناوى ، و ديگران كه قبلًا گفتههايشان آمد . دهلوى نيز خود به اين مطلب معترف است آنجا كه مىگويد : « و نيز ، هنگامى كه حضرت امير را به حضرت هارون تشبيه كرد . » .
اين يكى از وجههاى دلالت آن حديث بر عموميت است .
سبكى در « طبقات الشافعيه » در شرح حال أبوداوود سليمان بناشعث گويد :
هامش
( 1 ) . كشف الأسرار فى شرح أصول البزودى : 2 / 389 - 391 .