4 - دلالت اين حديث بر عموم به اعتراف فخر رازى
فخر رازى گويد :
« معنى جملهى : « تو نسبت به من در جايگاه هارون نسبت به موسى هستى » اين است كه حال تو با من يا نزد من ، مانند حال هارون نسبت به موسى عليهما السلام است و اين كلام ، تمام احوال هارون را به نفى و اثبات در پى دارد » .
اين سخن در عموميت احوال صراحت دارد ، چون كلمهى « أحوال » در اين جمله جمع مضاف است ، و جمع مضاف از صيغههاى عموم است ، همانگونه كه از گفتهى قاضى عضدايجى در « شرح المختصر » و عبرى در « شرح المنهاج » روشن مىشود .
پس مراد رازى از « أحوال هارون » تمامى احوال اوست . اضافه بر اين كه اگر مراد رازى عموميت نمىبود ، خواستهاش از اين سخن اثبات نمىشد ، چون ثابت كردن تنها بعضى احوال ، مستلزم وارد شدن نفى امامت در اين احوال نمىباشد ، پس خواستهاش اثبات نمىشود كه اثبات دلالت حديث بر نفى امامت باشد . به ناچار بايد لفظ « المنزلة » دلالت بر همهى احوال داشته باشد .
و آنگاه - سپاس خداى را عموميتى كه اصل حق اماميه ادّعا مىكنند ، كامل مىشود ، چون آنان عموميت را در احوال مورد توجّه ، ادّعا مىكنند . رازى نيز ، اين عموميت را ، بلكه افزون بر آن را اثبات مىنمايد ، و احوال منفى را نيز شامل آن مىداند .
ليكن با كمال شگفتى - در موضع ديگر ، از سخن خود برمىگردد و عموميت را انكار مىكند ، همانند پيشينيان و اخلافش ، به دليل عناد با حق و اهل حق . سپس دهلوى با پيشروى ادّعا مىكند كه ثابت شدن عموميت ، مستلزم وجود دروغ در كلام معصوم مىباشد ! و العياذ باللَّه ! !
5 - دلالت بر عموميت در گفتهى دهلوى
دهلوى در پاسخ استدلال به حديث منزلت مىگويد : « پيامبر ، حضرت امير را به حضرت هارون تشبيه كرد . روشن است كه هارون ، جانشين موسى در دوران غيبتش در زمان حياتش بود ، امّا بعد از وفات موسى ، يوشعبننون و كالببنيوفنا جانشين