تخطي إلى المحتوى الرئيسي

خلاصهء عبقات الانوار (حديث منزلت) (فارسى) — صفحة 291

مساهمون:

ص٢٩١
مگر اين كه گفته شود : به منزله‌ى مستثنى است به جهت اين كه منتفى بودنش ظاهر است . » « 1 » اينك به گفته‌ى كابلى بنگريد [ كه عين كلمات تفتازانى است با حذف يك جمله پاره‌اى از كلمات آن ] : « و استثنا خارج كردن براى بعضى افراد منزلت نيست ، بلكه منقطع است به منزله‌ى غير . اين‌گونه موارد در كتاب و سنّت نادر است ، و بر عموم دلالت ندارد ، زيرا در زمره‌ى منزلت‌هاى هارون نسبت به موسى ، برادرى در نسب است و اين براى على ثابت نشده است » . « 2 » اگر اين حال كابلى باشد ، نسبت به دهلوى چه مىتوان پنداشت كه همواره لغزش‌هاى كابلى را استراق مىكند ؟ ! آرى ، آنان حتّى مرتكب چنين تحريف‌هاى بسيار زشت حتّى در گفته‌هاى بزرگانشان مىشوند ، به منظور رد كردن حق و اهل حق ، ليكن آنان نااميداند و زيان‌كار . ثانياً : قاضى عضدالدّين در پاسخ به حديث منزلت گويد : « پاسخ ، منع صحّت اين حديث است ، بلكه مراد ، جانشينى او است بر قومش در اين كلام : « أخلفني فى قومي » نه جانشينى او بر مدينه ، و اين مطلب ، تداوم آن را بعد از وفاتش لازم نمىكند ، و دوام نداشتن آن ، بركنارىاش نيست ، و بركنارى آن اگر به مرتبه‌ى بالاترى منتقل شد كه استقلال در نبوّت باشد نفرت آور نيست . چگونه ؟ در حالى كه ظاهر رها شده است ، چون از منزلت‌هاى هارون ، برادر و پيامبر بودن است » . « 3 » گويم : قاضى ايجى ظاهر حديث را رها كرده است ، چون از منزلت‌هاى حضرت هارون عليه السلام برادر و پيامبر بودن است ، و اين خود دلالت صريحى دارد كه ظاهر حديث
هامش
( 1 ) . شرح التجريد : 370 . ( 2 ) . الصواعق الموبقة ( خطى ) . ( 3 ) . المواقف فى علم الكلام : 406 .
خلاصهء عبقات الانوار (حديث منزلت) (فارسى) — صفحة 291 | السيد مير حامد حسين الهندي / محبوب القلوب