كردهاند ؟
اگر كافى نيست ، گفتهى كابلى را مىآوريم كه در آن كاملًا حق را بيان كرده و به آن حقيقت تصريح كرده است . او گويد :
« . . . جايگاه هارون نسبت به موسى در دو امر منحصر است : جانشينى در مدّت غيبت او ، و مشاركتش در نبوّت . هنگامى كه دومى استثنا شد ، اوّلى باقى مىماند » . « 1 » پس چرا دهلوى در اين موضع با كابلى مخالفت كرده است ، در حالى كه كتابش « تحفه اثنا عشريه » آنگونه كه آشكار است از « الصواقع » برگرفته است ؟ !
اين گفتهى كابلى براى ردّ بر خودِ كابلى بسنده است ، چون با ادّعايش در ابتداى سخنش تناقض دارد و آن را دفع مىكند . متن كامل سخن او چنين است :
« استثنا اخراج بعضى افراد آن جايگاه نيست ، بلكه منقطع به منزلهى « غير » است .
اين در كتاب و سنّت اندك نيست ، و بر عموم دلالت ندارد ، زيرا از جمله منزلتهاى هارون نسبت به موسى برادرى در نسب است ، كه براى على اثبات نشده است . نيز كلام اوست : أخلفني فى قومى ، كه عموميتى در آن نيست ، چون چيزى در لفظ نيست كه بر شمول دلالت كند ، و چون منزلت هارون نسبت به موسى در دو كار منحصر است :
جانشينى در مدّت غيبتش و شريك بودنش در نبوّت . و هنگامى كه دومى از آنها استثنا شد ، اوّلى باقى ماند . »
حامد حسين گويد : كابلى گفته است : « هنگامى كه دومى از آنها استثنا شد . . . » .
اين جمله دليلى قطعى است بر اين كه استثنا متّصل است ، چون استثناى « النبوّة » ممكن نمىشود جز اين كه « إلّا أنّه لا نبي بعدي » در حكم « إلّا النبوّة » باشد . و اگر اينچنين بود ضرورتاً استثنا متّصل خواهد بود ، و كلام اوّل او كه گفت : « بلكه منقطع به منزلهى غير است » باطل مىشود .
3 - دهلوى گويد :
« امّا از نظر معنى ، چون از منزلتهاى هارون بزرگتر بودن او از نظر سن ، فصيحتر
هامش
( 1 ) . الصواقع الموبقة ( خطى ) .