تخطي إلى المحتوى الرئيسي

خلاصهء عبقات الانوار (حديث منزلت) (فارسى) — صفحة 279

مساهمون:

ص٢٧٩
ضربني زيد لكن ضربنى عمرو » ، يا تقديرى مانند : « ما ضربنى و لكن اكرمني » . در اين جا نيز همين‌گونه است » . « 1 » بنابر اين حالت « أنت منى بمنزلة هارون من موسى إلّاعدم النبوّة » در عدم صحّت مانند « ما جاءني زيد إلّاأن الجوهر الفرد حق » خواهد بود ، چون به وجهى از وجوه مخالفتى ميان « عدم النبوة » و ميان « ثابت بودن جايگاه هارون براى حضرت اميرالمؤمنين عليهما السلام » نيست ، بنابر اين تقدير كه منزلت ، عامّ نيست . پس ثابت شد كه حمل « إنّه لا نبيّ بعدي » در كلام نبوى بر عدم نبوّت و استثناى آن از « أنت منّي بمنزلة هارون من موسى » ، آن را از سنگينى و متانت خارج مىكند ، و العياذ باللَّه از آن . . . شگفت از مدّعاى تفتازانى است كه استثنا را در اين حديث شريف منقطع مىداند ، با آن كه از سخن عضدى درباره در نظر گرفتن شرط ذكر شده در منقطع بودن ، اطّلاع دارد ، و خود با گفته‌هاى عضدى در شرحى كه بر آن‌ها نوشته است ، موافقت دارد ، همان‌گونه كه در مسأله لزوم حمل استثنا بر اتصال ولو به التزام حذف ، موافقت كرده است ، امّا در « شرح‌المقاصد » درمعنىاين حديث شريف ، باآن مخالفت نموده است ! ! اگر وضع تفتازانى كه از بزرگان پژوهشگران قوم در زبان عربى و اصول است چنين باشد ، نسبت به افرادى چون كابلى و دهلوى چه گمانى مىرود ؟ ! قطب شيرازى نيز در نظر گرفتن شرط ذكر شده در استثناى منقطع را دقيقاً مىآورد و تصريح مىكند كه نسبت به آن اتّفاق همگانى هست ، وى مىگويد : « . . . وقتى آن را دانستى ، پس بدان كه همگان بر اين اتّفاق دارند ناگزير براى صحّت آن [ يعنى صحّت استثثاى منقطع ] بايد متصّل در مخالفتش نزديك باشد ، يا در نفى حكم مانند : « ما جاءنى زيد إلّاعمرو ، » يا اين كه مستثنى حكم ديگرى داشته باشد كه به وجهى مخالف مستثنى منه است مانند : « ما زاد إلّاما نقص » ، و « ما نفع إلّاما ضرّ » . مانند آن در « لكن » است ، چون به آن تقدير نمىشود و با اين اتّفاق كسى آسوده مىشود
هامش
( 1 ) . شرح المختصر ، عضدى : 2 / 132 .