تخطي إلى المحتوى الرئيسي

خلاصهء عبقات الانوار (حديث منزلت) (فارسى) — صفحة 271

مساهمون:

ص٢٧١
برترى يافت . . . بنابراين ثابت شد كه حمل آن بر متّصل با ضمير آوردن ، شايسته‌تر از حملش بر منقطع است . . » . « 1 » جمله‌ى « الا انّه لا نبىّ بعدى » به دو وجه ، به اتّصال باز مىگردد . روشن شد كه اصل در استثناء ، اتّصال است ، كه همان حقيقت است ، و آن را نمىتوان بر انقطاع حمل كرد مگر وقتى كه اتّصال دشوار باشد . اينك مىگوييم كه كلام پيامبر در حديث « الّا انّه لا نبىّ بعدى » ، به استثناء متّصل برمى گردد ، به دو علّت : 1 - اصل در آن چنين است : « الا النبوة ، لانّه لا نبىّ بعدى » اوّل اين كه بگوييم كه اصل در حديث چنين است : « انت منّى بمنزلة هارون من موسى الّا النبوة ، لأنّه لا نبىّ بعدى . » آن گاه در اين جمله ، لفظ « النبوة » كه در حقيقت مستثنى بود ، حذف شده و علّت در جايگاه معلول نشست ، چنان كه ، لفظ « القيمة » در مثال‌هاى ياد شده حذف شد و به جاى آن كلمه‌هاى « ثوباً » يا « شاة » يا « كرّاً » آمد . در اين‌جا ، حذف كلمه‌ى « النبوّة » بدين وجه است : گزينش ايجاز كه زيبايى آن بر داناى روشهاى كلام و آگاه بر علم معانى ، پوشيده نيست . سكّاكى گويد : علم در ايجاز ، كلام الاهى است : « فى القصاص حياة » اين آيه با كلام كسى رويارويى مىكند كه در نظر اهل بلاغت ، موجزترين كلام است : « القتل أنفى للقتل » . نيز نمونه‌ى ايجاز ، كلام خداى متعال است : « هدى للمتّقين » به اين معنى كه هدايت است براى گمراهانى كه پس از گمراهى به پرهيزكارى آمده‌اند ، زيرا « هدى » يعنى هدايت براى گمراه است نه براى هدايت شده . اين سخن نيكو است ، از آن روى كه مَجاز مستفيض از نوع خود را قصد كرده ، يعنى وصف شىء است به آن‌چه كه بدان باز
هامش
( 1 ) . كشف الأسرار فى شرح اصول البزدوى 3 / 262 - 265 .