13 - دهلوى گويد : پس اينها دليلى بر خلافت كبرى نمىباشد .
گويم :
دلالت اين جانشينى بر امامت عظمى و خلافت كبرى به زودى روشن مىشود .
إنشاءاللَّه
پس در انتظار باشيد ، افزون بر اين كه حديث از چندين وجه ديگر دلالت بر امامت مىكند ، كه إنشاءاللَّه تعالى بيان خواهيم كرد .
14 - دهلوى گويد : و اهل سنّت به فضل خداوند متعال با پاسخهاى قاطعى كه در جاى خود آمده
است به تشكيكهاى نواصب پاسخ دادهاند .
گويم :
ما از بزرگان علماى اهل سنّت در كتابهاى گوناگون حديث و كلام و سيرهشان - چيزى نديديم جز بافتههايشان در نفى دلالت اين حديث شريف بر خلافت اميرالمؤمنين عليه السلام و تصديق گفتههاى ناصبىهاى فرومايه . ما آنان را كه به تشكيك ناصبىها پاسخ دادهاند نشناختهايم . آن پاسخهاى دندانشكن قاطع چيست ؟ و كجاست ؟
ليكن شگفتى از دهلوى است كه چرا تشكيك ناصبى را مىآورد و پس از آن يكى از پاسخهايشان را ذكر نمىكند ؟ ! اى كاش چنين مىكرد تا به عنوان مؤيد ناصبىها مورد سرزنش قرار نمىگرفت ؟ !
15 - دهلوى گويد : بيانى كه آورديم ، كمال تهذيب و پيرايش سخن شيعه در پى تمسّك به اين
حديث است ، و گرنه كسى كه كتابهايشان را ملاحظه كند ، پراكندگى فراوان در سخنانشان را مىبيند ، و مىفهمد كه آنان به واقع مطلب نرسيدهاند .