تخطي إلى المحتوى الرئيسي

خلاصهء عبقات الانوار (حديث منزلت) (فارسى) — صفحة 211

مساهمون:

ص٢١١
پاسخ : روايت بخارى و مسلم ، ابدا دلالتى بر اختصاص داشتن جانشينى ايشان عليه السلام بر اهل و عيال ندارد ، به چند دليل : الف . آوردن كلمه‌ى « الأهل » از افتراهاى خودِ اوست و در دو صحيح وجود ندارد . ب . به فرض پذيرش آن ، اين كلمه ، انحصار جانشينى در خانواده را نمىرساند و كاملًا واضح است . ج . جمله : « آيا مرا در ميان زنان و كودكان بجا مىگذارى » . در بعضى - نه همه - نقل‌هاى دو صحيح آمده است و الزامى براى شيعه نمىآورد ، و احتجاج آنان به رواياتى كه خالى از آن است ، بىترديد ، تمام است . د . به فرض پذيرش اين جمله ، سبب انحصار جانشينى در ميان زنان و كودكان نمىشود ، كه توضيح كاملش خواهد آمد . چهارم : سهارنپورى عقيده به جانشينى او در ميان اهل و عيال را به كتاب‌هايى هم‌چون : شرح المشكاة ، الصواعق ، فصل الخطاب ، المدارج ، المعارج ، حبيب السير ، ترجمة المستقصى و ديگر كتاب‌ها اسناد داده است . پاسخ : اين سخن ، جز گمراه‌كردن و نيرنگ‌بازى نيست ، چون ابن‌حجر در كتابش « الصواعق جانشين بودن را مقيّد به « الأهل » نكرده ، بلكه در فضايل حضرت اميرالمؤمنين عليه السلام جانشينى او را بر مدينه آورده است و گويد : « على با رسول خدا صلى الله عليه و آله در تمام مشاهد جز تبوك حاضر بود ، كه در تبوك ، پيامبر صلى الله عليه و آله او را جانشين خود بر مدينه كرد . آن‌گاه به او فرمود : تو نسبت به من در جايگاه هارون نسبت به موسى هستى . همان‌گونه كه از پيش آمد » . وقتى ابن‌حجر مىگويد : « همان‌گونه كه از پيش آمد » اشاره دارد به گفته‌هايش درباره‌ى استدلال شيعه به اين حديث و ردّ بر آنان ، كه آن‌جا هم به جانشينى بر مدينه اعتراف كرده است ، و پاسخى به اين سخن نداده كه جانشين بر اهل و عيال بوده است . اينك اين متن گفته ابن‌حجر است : « شبهه‌ى دوازدهم : گمان كرده‌اند كه در زمره‌ى نصّ تفصيلى پيامبر به امامت