تخطي إلى المحتوى الرئيسي

خلاصهء عبقات الانوار (حديث منزلت) (فارسى) — صفحة 216

مساهمون:

ص٢١٦
است . و تنها به روايت براءبن‌عازب بسنده كرده و آن را به دو صحيح نسبت داده است ، در حالى كه آن دو كتاب ، از روايت براء خالى هستند ، و آن‌چه در آن دو كتاب وجود دارد ، از روايت سعدبن‌ابىوقاص است . دهلوى از نام‌بردن محدّثان بزرگى كه حديث منزلت را در كتاب‌هايشان روايت كرده‌اند ، خوددارى مىكند . و نيز از احتجاج حضرت اميرالمؤمنين عليه السلام به اين حديث در روز شورى ، دورى مىجويد ، با آن‌كه شيعه همواره آن را نقل كرده و به آن احتجاج مىكند ، چون براى اثبات و دلالت حديث فضيلت حضرت اميرالمؤمنين عليه السلام در نظر صحابه ، سودمند است . 5 . دهلوى متعرض ورود اين حديث در مناسبت‌ها و جاهاى گوناگون نشده است ، هرچند كه نقل ورود آن در غير جنگ تبوك ، بهره‌هاى ارزشمند دارد و سخنان بيهوده‌ى ناصبىها و پيروانشان را باطل مىكند . اين حديث بر افضليت حضرت اميرالمؤمنين عليه السلام دلالت مىكند ، شيعه به آن نيز استدلال مىكنند ، و همين ثابت شدن افضليّت ، براى خلافت بلافصل ايشان بسنده است . شيعه به اين استدلال مىكند كه خلافت حضرت هارون از حضرت موسى عليهما السلام به مفاد كلمه‌ى « أخلفنى » قطعى است ، به علاوه ، واجب شدن اطاعت حضرت‌هارون عليه السلام و پيروى از ايشان هم ثابت شد ، بدون تقيّد به زمانى خاص ، پس حضرت اميرالمؤمنين عليه السلام نيز كه به حضرت هارون عليه السلام تشبيه شده است ، در زمان حيات پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم و پس از وفاتشان واجب الاطاعة است ، بدون تقيّد به زمانى مشخص . دهلوى در « تحفة اثنا عشريه » نيز متعرّض اين وجه نشده است ، هرچند كه در حاشيه‌ى كتاب متعرّض آن شده است ، ليكن نگفته كه چرا كلام او در متن برتر است . شيعه براى تعميم منزلت‌ها به چند دليل استدلال مىكند ، همان‌گونه كه فخر رازى نيز سه وجه را براى اثبات اين مطلب آورده است و در « نهاية العقول » گويد : « بايد دانست كه آنان در حديث ، لفظى نيافته‌اند كه دلالت بر عموميت كند ، ليكن از سه وجه آن را بيان كرده‌اند ، . . » . امّا دهلوى اين سه وجه را نياورده است . شيعه ، براى اثبات خلافت حضرت هارون عليه السلام به آيه‌ى « اخلفني في قومي »
خلاصهء عبقات الانوار (حديث منزلت) (فارسى) — صفحة 216 | السيد مير حامد حسين الهندي / محبوب القلوب