در مورد ادّعاى دهلوى در ويرايش سخن شيعه در اين مقام و پاسخ به آن گويم :
خداوند متعال مىفرمايد : « كَبرت كلمةً تخرجُ من أفواههم إن يقولون إلّا كذبا » « 1 »
بسيار بسيار شگفتانگيز است . . . او مىكوشد تا بسيارى از پژوهشهاى شيعه را به ياد نياورد . در همين مطلب نيز كه از آنان گرفته ، كوتاهى مىكند . با اينهمه براى فريفتن عوام ، ويرايش و پيرايش سخنانشان را ادّعا مىكند ، گويى كه بر شيعه منّت نهاده و از روى خيرخواهى سخنانى در هم آميخته و ناهمگونى آنان را در اين مقام تصحيح كرده است ؟ !
شگفتى از اين مرد است كه چنين ادّعايى مىكند ، در حالى كه در بسيارى از موارد ، هدف شيعه از استدلالهايشان را نفهميده است ، و در گفتههاى آنان چنان دست برده است كه پاسخ به آن برايش آسان گردد ، و بسا مواضعى كه از اشكالهاى محكم و نقضها و اعتراضهاى استوار آنان ، به دليل ناتوانى از حل آنها ، دورى جسته است . . . ؟ !
آرى ! دهلوى بسيارى از تقريرات و پژوهشهاى شيعه در استدلال به اين حديث را رها كرده است و خود در نوشتن استدلالى كه آورده است ، اشتباههاى چندى دارد . اين ادّعاى ما نسبت به او ، بر هر شخص آگاهى پوشيده نمىماند كه از اين قرار است :
1 . در نقل حديث از دو صحيح ، از پيش خود ، قيدى بر حديث افزوده است . . . .
2 . جملهاى در آن آورده : « آيا مرا در ميان زنان و كودكان بجا مىگذارى » . ، تا ناصبىها هنگام عيبجويى به آن متمسك شوند ، و حال آنكه در بسيارى از روايات حديث منزلت ، اين جمله وجود ندارد .
3 . در حالى كه گروهى از پژوهشگران بزرگشان به تواتر حديث تصريح كردهاند ، او متعرض آن نشده است ، بلكه به نقلهاى متعدد آن در كتابهايشان نيز اشاره نكرده
هامش
( 1 ) . الكهف ( 18 ) : 5 .