پيش از اين دانستيد كه خلافت حضرتش عليه السلام بر مدينه به طور مطلق بود ، و اين تخصيص ، باطل و ساختگى محض است .
پاسخ به استدلال نويسندهى المرافض در مورد تخصيص خلافت
پيش از دهلوى ، محبّ طبرى ، و شيخ عبدالحق دهلوى و سهارنپورى اين ادّعا را داشتهاند . سهارنپورى در مرافض بر چند نكته استدلال كرده است كه پيش از اين نقل شد :
نخست : سهارنپورى گويد : به اتّفاق هر دو گروه ( شيعه و سنّى ) رسول خدا صلى الله عليه و آله زمانى به حضرت على عليه السلام فرمود : « تو نسبت به من در جايگاه هارون . . » . كه براى جنگ تبوك خارج مىشد .
پاسخ : اگر هدف او اتّفاق هر دو گروه در مورد انحصار اين حديث به اين زمان خاص يعنى به جنگ تبوك است ، به اين معنى كه اين سخن را به حضرت على عليه السلام در زمان ديگر نفرموده ، اين مدّعا دروغ است ، چون در خبرهاى هر دو فرقه ، اين كلام پيامبر صلى الله عليه و آله ، هم پيش از تبوك و هم بعد از آن آمده است . و اگر مىخواهد اثبات كند كه تنها در اين زمان گفته شده ، به گونهاى كه ورود آن در وقتهاى ديگر را نفى نكند ، در آن صورت ، اين سخن ، حمل بر خلافت خاصه نمىشود ، چه رسد به اختصاص يافتن آن به سرپرستى اهل و خاندان .
دوم : سهارنپورى گويد : صاحبان كتابهاى حديث و سيره روايت كردهاند كه پيامبر صلى الله عليه و آله على را جانشين خود بر اهل و عيال خود در مدينه گمارد ، هنگامى كه به سوى تبوك خارج مىشد .
پاسخ : جملههاى اهل حديث و صاحبان سيره را در اين زمينه دانستيد ، و گفتههاى صريح آنان را در جانشينى خود كردن بر مدينه را ديديد كه در آنها هيچگونه اختصاصى به جانشينى بر اهل و عيال وجود ندارد .
سوم : سهارنپورى گويد : ( اختصاص جانشينى بر اهل و خاندان ، مبتنى بر ) روايت بخارى و مسلم ( است ) .
خلاصهء عبقات الانوار (حديث منزلت) (فارسى) — صفحة 210
مساهمون: السيد مير حامد حسين الهندي
ص٢١٠