بررسى گفتههاى ابنتيميه و پاسخ به آنها
تمامى سخن طولانى ابنتيميه را در اين باره آورديم . اگر ژرف بنگريد ، مىبينيد كه تمام ادّعا و تلاش او بر اين است كه ثابت كند : جانشينى اميرالمؤمنين عليه السلام براى پيامبر صلى الله عليه و آله ، در جنگ تبوك بر مدينه ، ضعيفتر است از تمامى موارد ديگر كه معمولًا حضرتش صلى الله عليه و آله ، كسى را جانشين بر مدينه مىفرمود . ابن تيميه براى استدلال و تأكيد بر اين ادّعا ، مطالبى دروغين و بىپايه و نادرست نيز آورده است . اين عمدهى ادّعاى اوست كه در آن گزافهگويى كرده و گويد : « هر بار از مدينه خارج مىشد ، در مدينه مردان بسيارى بودند كه هر كس را كه مىخواست بر آنان جانشين مىكرد ، امّا در جنگ تبوك ، تنها زنان و كودكان بجا ماندند و در مدينه مردان نيرومند مؤمن نبود كه مانند هر بار كسى را جانشين خود بر آنان نمايد ، بلكه اين جانشينى ضعيفتر بود » .
اين ادّعاى اوست . وى ، به پندار خود ، به كلام حضرت اميرالمؤمنين عليه السلام چنين استدلال مىكند : « . . . در هر جانشينى پيش از اين ، على برتر از كسى بود كه جانشين بر او مىشد . لذا على در حالى كه مىگريست به سوى پيامبر رفت و گفت : آيا مرا با زنان و كودكان بجا مىگذارى ؟ »
وقتى بطلان استدلالش را بيان كنيم ، از سخنان او چيزى جز ادّعايى پوچ و پذيرفته نشده باقى نمىماند . بدين روى مىگوييم :
علّت گريه حضرت اميرالمؤمنين عليه السلام
گريهى حضرت اميرالمؤمنين عليه السلام در نقل بخارى و مسلم از رخداد نيامده ، لذا رازى آن را ضعيف مىداند ، همانگونه كه در حديث غدير گويد و در اين جا نيز چنين است . امّا به فرص صحّت ، علّت اين گريه ، اندوهناكى از گفتههاى منافقان در مدينه و شوق همراهى با پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم در اين جنگ ، مانند ديگر جنگها و غزوهها بود . و اين صريح روايتهاى تمام كتابها دربارهى گريه است . نسايى - آنگونه كه پيشتر آورديم روايت كرده كه : سعدبنمالك گفت : رسول خدا صلى الله عليه و آله سوار بر شترش « حمراء » به سوى جنگ رفت و على را بجا گذاشت ، على آمد تا از ناقه جلو افتاد و با گريه گفت :