آنها را پس از حديث « خاصف النعل » خواهيم آورد .
19 - 7 .
سخن ابنتيميه در پاسخ به اين حديث
اينك آن دسته از علماى اهل سنّت كه ادّعاى دوستى با اهل بيت عليهم السلام را دارند ، بر خلاف ناصبىها ، به سخن ابنتيميه بنگرند تا ببينند همان كسى كه در بعضى از كتابهايشان مانند « فوات الوفيات » و « الدرر الكامنة » او را با اوصاف و القاب والايى توصيف كردهاند ، چه مىگويد . آنگاه ببينند كه سخنان برخى از آنان به گونهاى است كه ناصبىها از بيانش ابا دارند . آنگاه بناچار بايد اقرار كنند كه بسيارى از علماى همكيش آنها ، ناصبى هستند ، بلكه دشمنى و عداوتشان شديدتر از ناصبىهاست . متن سخن ابنتيميه در مورد اين حديث چنين است :
« هرگاه پيامبر صلى الله عليه و آله به مسافرت براى جنگ يا عمره يا حج مىرفت ، يكى از صحابه را در مدينه جانشين خود مىگماشت ، همانگونه كه در جنگ ذىمر ، عثمانبنعفان ، و در جنگ بنىقينقاع ، بشربنمنذر ، و هنگام جنگ با قريش و رسيدن به فرع ، ابنام مكتوم را بهكار گرفت . محمّدبنسعد و ديگران ، اين نصوص را آوردهاند .
پيامبر ، در هنگام جنگ تبوك به كسى اجازهى بازماندن از آن نداد . آن آخرين جنگ او بود ، و در هيچ جنگى مانند آن جنگ چنان تعدادى همراه او نبود ، و جز زنان و كودكان و كسى كه عذر ناتوانى از خروج داشت ، يا منافق بود ، از آن باز نماند ، و اين سه گروه ناتوان جا ماندند .
از سويى در مدينه مردانى قوى نبود كه جانشينى بر آنان بگمارد ، آنگونه كه هر بار جانشينى بر آنان مىگذاشت ، بلكه اين جانشينى ضعيفتر از جانشينى معمول پيامبر صلى الله عليه و آله بود ، چون در مدينه مردان مؤمن نيرومندى باقى نماند تا جانشينى بر ايشان بگذارد . پس هر جانشينى كه در جنگهايش قرار داد مانند جانشينى در جنگ بدر . و در هر بار على برتر از كسانى بود كه در جنگ تبوك جا ماند ، پس در هر استخلاف پيش از اين ، على برتر از كسانى بود كه بر آنها جانشين شد .
از اينرو ، على در حالى كه مىگريست ، به سوى او خارج شد و مىگفت : آيا مرا