تخطي إلى المحتوى الرئيسي

خلاصهء عبقات الانوار (حديث منزلت) (فارسى) — صفحة 182

مساهمون:

ص١٨٢
دومش اين است كه اين حديث بر نفى خلافت اميرالمؤمنين عليه السلام دلالت دارد . و اين زشت‌تر و ناپسندتر از گفته ناصبىهاى فرومايه است . 14 - 7 .

نورالدّين حلبى

متن گفته‌ى نورالدّين حلبى در كتابش ( السيرة ) چنين است : « رافضىها و شيعه ادّعا كرده‌اند كه اين ( حديث منزلت ) از نصّ تفصيلى بر خلافت على كرم‌اللَّه‌وجهه است . گفته‌اند : چون تمام جايگاه‌هايى كه براى هارون نسبت به موسى جز نبوّت اثبات شده ، براى على كرم‌اللَّه‌وجهه نسبت به پيامبر صلى الله عليه و آله اثبات شده است ، و گرنه استثنا قائل‌شدن صحيح نمىباشد ، يعنى استثناى نبوّت بر اساس كلام پيامبر كه فرمود : « جز اين كه پس از من پيامبرى نيست . » يكى از جايگاه‌هايى كه براى هارون نسبت به موسى اثبات شده ، سزاوارى او براى جانشينى است اگر پس از او زنده مىماند ، يعنى غير از نبوّت . برخى نيز در ردّ اين حديث گفته‌اند كه حديث صحيح نيست همان‌گونه كه آمدى گفته است . البتّه مىتوان صحّت آن را پذيرفت ، بلكه صحّت آن ثابت شده ، چون در دو صحيح آمده است ، ولى از گروه آحاد است كه تمامى رافضىها و شيعه آن را در امامت حجّت نمىدانند . و به فرض كه حجّت باشد عموميّت ندارد . بلكه مراد همان دلالت ظاهر حديث است كه : على كرّم‌اللَّه‌وجهه از سوى پيامبر صلى الله عليه و آله جانشين است به طور خاص در مدّتِ غيبتش در تبوك ، همان‌گونه كه هارون جانشين موسى در ميان قومش بود در مدّت غيبتش از آنان براى مناجات . پس مىتوان پذيرفت كه عام است ليكن اختصاص دارد و عامّ مخصوص در باقى موارد ، حجّت نيست يا حجّتى ضعيف است . بعلاوه پيامبر صلى الله عليه و آله ، چندين بار افرادى غير على را جانشين كرد ، پس لازم مىآيد كه آن‌ها هم سزاوار خلافت باشند » . « 1 »
هامش
( 1 ) . السيرة الحلبية : 3 / 133 .