طيّبى گويد : معنى حديث اين است كه او به من پيوسته و در جايگاه هارون نسبت به موسى قرار گرفته است . در اين جمله ، تشبيه مبهمى وجود دارد كه با اين كلام آن را بيان كرده كه فرمود : « جز اين كه پس از من پيامبرى نيست . » پس دانسته شد كه پيوستگى مزبور بين آن دو ، از جهت نبوّت نيست ، بلكه از جهت درجهى مادون آن است ، يعنى خلافت . از آن جا كه هارون موردِ تشبيه ، فقط در حيات موسى جانشين او بود ، پس خلافت على فقط در حيات پيامبر صلى الله عليه و آله معنى دارد نه پس از آن . » « 1 » 12 - 7 .
شهابالدّين قسطلانى
شهابالدّين قسطلانى گويد :
« براى آنان ( شيعه ) در اين حديث حجّت و مستمسكى نيست ، چون پيامبر صلى الله عليه و آله اين سخن را وقتى گفت كه او را در جنگ تبوك جانشين خود بر مدينه نمود . مؤيّد اين مطلب آن كه هارون كه مورد تشبيه است ، بعد از موسى جانشين نبود ، زيرا نزديك چهل سال پيش از موسى درگذشت . وقتى پيامبر فرمود : جز اين كه او پيامبر نيست در نسخهاى : پس از من پيامبرى نيست نشان داد كه پيوستگى على به او ، از جهت نبوّت نيست ، پس پيوستگى از جهت خلافت مىماند ، كه در مرتبه پس از نبوّت قرار دارد . از طرفى اين جانشينى يا منحصر به دوران حيات است يا پس از مرگش نيز مىتواند باشد ، امّا شقّ دوم نادرست است چون هارون قبل از موسى وفات كرد ، پس مشخّص شد كه اين جانشينى فقط در دوران حيات و هنگام حركتش به جنگ تبوك بوده است ، مانند حركت موسى به سوى مناجات پروردگارش » . « 2 » 13 - 7 .
محبالدّين طبرى
محبالدّين طبرى گويد :
« پاسخ به آن ( حديث منزلت ) از دو جهت است :
هامش
( 1 ) . فتحالبارى فى شرح البخارى : 7 / 60 .
( 2 ) . ارشاد السارى فى شرح البخارى : 6 / 451 .