6 - 7 .
شمسالدّين خلخالى
شمسالدّين محمّدبنمظفر خلخالى گويد :
دربارهى حديث : « تو نسبت به من در جايگاه هارون نسبت به موسى هستى ، جز اين كه پس از من پيامبرى نيست » .
گفته شده : اين سخن از پيامبر صلى الله عليه و آله روز جنگ تبوك صادر شد ، كه على را بر خانوادهاش جانشين كرد و فرمانش داد كه در مدينه اقامت گزيند و روز به روز احوالشان را سرپرستى كند . سپس منافقان گفتند : او را رها نكرد مگر از اين رو كه نزد او بار سنگينى بود ، پس سنگينى او را از خود كاست . چون على اين سخن را شنيد از آن رنجور شد ، نزد رسول خدا صلى الله عليه و آله رفت و گفت : اى رسول خدا ، منافقان پندارند كه مرا بجا نگذاردى جز اين كه بار گرانى بر شما بودم ، كه اينبار رابر خود كاهش دادى . پيامبر صلى الله عليه و آله فرمود : « دروغ گفتند . تو را بجا نگذاردم جز براى گرامىبودن تو بر من . نزد خانوادهام و خانوادهات بازگرد و به آنچه فرمانت دادم جانشين من در ميان آنان باش . آيا راضى نمىشوى كه نسبت به من در جايگاه هارون نسبت به موسى باشى ؟ » .
استدلال به اين حديث بر اين مدّعا كه خلافت پس از رسول خدا صلى الله عليه و آله براى على بود ، درست نيست ، چون خلافت جزئى يعنى خلافتش در خانواده مقتضى خلافت كلى نيست ، يعنى خلافت در امّت پس از فرمان پيامبر صلى الله عليه و آله .
بلكه نزديكى او به پيامبر را مىرساند و اختصاص او را به كارى كه جز خودشان در خانوادهشان انجام نمىدهد . البتّه اختصاص به امر نيافت مگر بدين روى كه ميان او و رسول خدا صلى الله عليه و آله از دو سوى ، خويشاوندى و همراهى است ، لذا او را برگزيد نه ديگران را .
نيز : پيامبر مثال زد به اين حقيقت كه موسى هارون را بر بنىاسرائيل جانشين گماشت ، هنگامى كه به سوى طور رفت ، ولى مراد او خلافت پس از مرگ نبود . آن كسى كه به او مثال زده شد يعنى هارون مرگش پيش از مرگ موسى بود ، و جانشينىِ او در حياتش و در زمان خاصى بود ، پس اين امر در مورد كسى كه برايش مثال زده شده