است ( على عليه السلام ) نيز چنين است » . « 1 » 7 - / 7 .
زيدانى
مظهرالدّين حسينبن محمودبن حسن زيدانى گويد :
« استدلال به اين حديث بر اين مدّعا كه خلافت پس از رسول خدا صلى الله عليه و آله از آنِ على رضىاللَّهعنه بود ، نادرست است ، چون خلافت جزيى در حيات پيامبر ، دلالت بر خلافت كلى بعد از وفات حضرتش ندارد ، بلكه نزديكى او به پيامبر را مىرساند و اختصاص يافتنش را به چيزى كه جز خودشان فقط على عليه السلام مىتواند انجام دهد ، البتّه او به اين امر اختصاص يافت . فقط بدان روى كه ميان او و رسول خدا صلى الله عليه و آله دو جهت است :
خويشاوندى و صحابىبودن ، لذا او را براى اين كار برگزيد ، نه ديگران را » . « 2 » 8 - 7 .
خطّابى
خطّابى گفت : رسول خدا صلى الله عليه و آله مثال زد به اين حقيقت كه موسى هارون عليه السلام را بر بنىاسرائيل ، هنگام رفتن به طور جانشين ساخت ، ولى جانشينى پس از مرگ وارد نشده است ، چون مورد مثال - هارون عليه السلام - پيش از مرگ موسى عليه السلام درگذشت و فقط در حياتش در زمانى خاص جانشين بود . پس امر چنين مىباشد دربارهى كسى ( على عليه السلام ) كه برايش مثال زده شده است » . « 3 »
9 - 7 .
ابوزكريا نووى
نَوَوى در شرح حديث گويد :
« آن حديث ، دلالتى بر جانشينى على عليه السلام بعد از پيامبر صلى الله عليه و آله ندارد ، چون پيامبر صلى الله عليه و آله
هامش
( 1 ) . المفاتيح فى شرح المصابيح ( خطى ) باب مناقب على ، از كتاب المناقب .
( 2 ) . شرح المصابيح ( خطى ) باب مناقب على ، از كتاب المناقب .
( 3 ) . همان منبع .