به ضرورت بر نقطه « ط » گذرد ووصل كنيم واز نقطه « ط ، ح » بر خط « ح ، د » اخراج كنيم البتة منصّف « ح ، د » است وسطح « د ، د » ، در « د ، ح » با مربّع « ح ، ح » مثل مربّع « ح ، ز » است به شكل ششم از مقاله دويم از كتاب أقليدس ومربّع « ح ، ط » مشترك سازيم ، پس سطح « د ، ب » در « د ، ح » با مربعين « ح ، ج » و « ح ، ط » يعنى : با مربّع « ح ، ط » به شكل عروس مثل مربّعين « ح ، ز » و « ح ، ط » است يعنى : مربّع « د ، ط » به مثل اين بيان كنيم كه سطح « د ، ه » در « ه ، ب » با مربّع « ح ، ط » مثل مربّع « ط ، ه » است يعنى : « ز ، ط » ، پس سطح « د ، ز » در « ز ، ح » مثل سطح « د ، ه » در « ه ، ب » است پس نسبت « د ، ز » به « د ، ه » يعنى نسبت « الف ، ب » به « ب ، ه » به شكل چهارم از مقالهء ششم ، وشانزدهم از پنجم مثل نسبت « ه ، ب » به « د ، ح » است به شكل شانزدهم از مقالهء ششم ومثل نسبت « د ، ح » به « ح ، الف » است به چهارم وشانزدهم مذكور وبيان آن به وجهي ديگر در ذيل « تحرير أقليدس » كه خواجة نصير الدين براي اقامهء برهان بر شكل يازدهم از مقالهء دوازدهم نوشته مسطور است ، پس نسبت « الف ، ب » به « ح ، الف » چون نسبت « الف ، ب » به « ب ، ه » است مثلثة بالتكرير به صدر مقالهء پنجم ، يعنى نسبت مكعّب معمول بر « الف ، ب » به مكعب معمول بر « ب ، ه » به شكل سى وششم از مقالهء يازدهم ، واين مطلوب است « 1 » .
وشايد كه پيغمبر آن زمان مأمور بيان آن از براي مأموران نبوده است ، منه رحمه اللّه .
[ 29 ] : حاشيهء صفحهء ( 86 ) متن كتاب
وبعضي گفتهاند كه : اكمال سجدتين عبارت است از فراغ از ذكر واجب سجده دويم « 2 » ، وشايد مرادش گذشتن مقدار امكان ذكر باشد تا شامل صورت سهو از ذكر شود ، ونظر به اين قول أحوط آن است كه : در هر جائى كه اكمال سجدتين معتبر باشد [ ] هرگاه شك واقع شود بعد از فراغ از ذكر واجب بنا را بر صحت گذارد وبعد از اعمال ؛ نماز را احتياطا اعاده نمايد . وبعضي شك بعد از ركوع را مانند شك بعد از اكمال سجدتين
هامش
( 1 ) شرح ديوان أمير المؤمنين عليه السّلام فاضل ميبدى : 17 و 18 .
( 2 ) ذكرى الشيعة : 4 / 79 ، مدارك الأحكام : 4 / 257 ، حدائق الناضرة : 6 / 276 .