تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مقامع الفضل — صفحة 623

مساهمون:

ص٦٢٣
ما كلمات ستّة نحوية * جمعن في حرفين للاحجية
منه رحمه اللّه .

[ 23 ] : حاشيهء صفحهء ( 42 ) متن كتاب

تصحيح اين جواب : مبتنى است بر فرض وراثت عمرو چنانكه لفظ « باقي ورثه » موهم آن است ، لكن فرض آن در اين مجال « 1 » بر مذهب حقّهء اماميه ؛ فرض محال است زيرا كه : با وجود ولد ارث به ابعد نمىرسد ، وحملش بر آنكه شايد منظور اين باشد كه تركه مشتركه بوده است ميان زيد ودو برادرش كه يكى از آنها پدر عمرو بوده است وثلث مذكور حصّهء ارثيه أو بوده است ، ومنظور از امضاء عمرو امضاء عطيّهء فضوليّهء زيد بوده است كه از ميان تركه مشتركه چيز معيّنى به زوجهء خود داده است ، وصحت اين حمل بعيد موقوف است بر ظهور مراد از قرائن حاليّه يا مقاليّه ، لكن حق آن است كه : اين حمل از محمّلات بارده است ، واعتراف به غلط وتوهّم از باقي ورثه بهتر است از آن . وبر تقدير وارث « 2 » نيز جواب مذكور صحيح نمىباشد على الإطلاق ، بلكه بر تقديرى است كه زيد تمام ثلث مشاعى خود را وصيّت نموده باشد كه اوّلا به مصرف برسد ، وبعد از آن املاك مذكوره را به زوجه دهد تبرّعا - مثلا - كه در اين صورت وصيّت ثانيه موقوف بر امضاء ورثه زيد است نظر به آنكه زايد بر ثلث است ، وهمچنين بر امضاء عمرو نظر به آنكه تعلق گرفته است به عين مشترك ميان زيد وعمرو . وبر تقدير ترتيب در وصيّت جواب مزبور تمام مىشود هرچند كه عمرو وارث نباشد به اين طريق كه زيد ثلث مشاعى تركهء خود را وصيّت نموده باشد كه اوّلا به عمرو دهند تبرّعا ، وبعد از آن املاك مذكوره را تبرّعا به زوجه دهد كه در اين صورت وصيّت زوجه موقوف است بر امضاء ورثه من حيث الزيادة على الثلث ، وبر امضاء عمرو من حيث
هامش
( 1 ) حجري : حال . ( 2 ) الف : وراثت .