تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مقامع الفضل — صفحة 622

مساهمون:

ص٦٢٢
عقل استخراج كنند ، وجمعش احاجى است ، وفن احاجى در اصطلاح عبارت است از معرفت متعلقات تراكيب غريبى كه به جهت امتحان ايراد كرده باشند . بعضي گفته‌اند كه : عبارت است از حلّ تراكيب مغلقه وابراز مسائل مستصعبه كه جهت تعجيز وامتحان ايراد شده باشد ، وبنابراين ألفاظ معمّيات بلكه جميع مغالطات وبعضي از نكات أصول ؛ داخل اين فن مىشود ، وأكثر أهل عربيت لغز ومعمّا را از صنائع علم بديع از توابع آنها شمرده‌اند ، ومعمّا عبارت است از تضمين نام شخصي به تصحيف باقي است يا غير آن ، ولغز عبارت است از معمّا با زيادتى سؤال وجواب . وفايدهء اينها چند چيز است : اوّل : تشييد خاطر واعداد فكر از براي استنباط دقايق واستخراج غوامض مطلقا . دويم : رياضت نفس به صبر وثبات از جهت مشكلات . سيّم : وقوف بر انحاى ألغاز واتمام وطرق امتحان در الزام . چهارم : تصحيح تراكيب به لغات وتوضيح كلام ومعنى به قدر امكان . پنجم : قدرت به اطلاع أمور وسرائر جليله كه علماء از راه صنعت بر غير أهل آن به رمز وايماء بيان كرده باشند . واحجيه بر دو نوع است : يكى الهى وديگرى بشرى ، نوع اوّل : مثل حروف مقطعه است كه در أوائل بعضي از سور واقعند ، وعلماء را در تأويل آنها أقوال بسيار است كه در كتب تفسير مذكور است « 1 » واز لطائف غريبه وإشارات غيبيه آن است كه : چون آنها را جمع كنند ومكرّرات را حذف كنند اين كلام برآيد « صراط علي حق نمسكه » . ونوع ثاني بر سه قسم است ، زيرا كه انغلاق به اعتبار تركيب واشتراك ألفاظ است وبس ؛ يا نه ، وثاني يا تعلّق به مسأله دارد يا نه ، منه رحمه اللّه .

[ 22 ] : حاشيهء صفحهء ( 35 ) متن كتاب

بل يجتمع في مثل « عدني » بكسر الدال ستّ كلمات فيقال :
هامش
( 1 ) مجمع البيان : 1 / 68 - 71 ، تفسير فخر رازي : 2 / 3 - 13 ، جامع احكام قرآن : 1 / 108 - 110 .