عهدهء وجه برآيد .
سؤال ثم [ 540 ] :
شخصي زنى برده ودر ضمن العقد شرط نموده كه آن زن را از خانه بيرون نبرد ، آيا مىتواند كه خلاف شرط كند ؟
جواب :
شرط مذكور شرعا لزوم ندارد ، وحملش بر شرط عدم اخراج از بلد - بر تقدير تسليم لزوم آن - قياس مع الفارق است .
سؤال ثما [ 541 ] :
هرگاه عاقله ادّعاى فقر نمايد وورثه انكار كنند ، چه بايد كرد ؟ بر تقدير ثبوت ، آيا ديت ساقط مىشود ، يا مهلت بايد داد تا وقت غنى ودر اين بين مقدور را بايد أدا نمايد ؟ وهمچنين هرگاه بعضي از ورثه صغير يا فقير باشند ، عاقله مىتواند متوجّه اخراجات أو شود يا نه ؟
جواب :
ديت از عاقله در سه سال گرفته مىشود ، در آخر هر سالى ثلثي ، وچون عاقله دعوى فقر كند ؛ به نحوى كه در دعوى قرضدار طي مىشود طي بكنند ، وزائد بر نفقهء واجبهء أو وعيال واجب النفقة - در روز مطالبه - از أو مىگيرند هرچند كم باشد ، وهرگاه تواند كه متحمّل نفقهء صغير گردد بايد آن قدر را از أو بگيرند واز ديت حساب نمايند ، وبر تقدير استمرار إعسار تا انقضاى مدّت ديت از أو ساقط وبه امام تعلق مىگيرد ، ليكن اينها همه در صورتي است كه خطاء جنايت به بيّنهء شرعيّه ثابت شود يا ورثه با بلوغ ورشد معترف به آن باشند ، والّا إقرار عاقله - در صورت عدم امكان أخذ ديت از أو - حجّت بر ورثه نمىشود ، وديت را از جانى مىگيرند .
سؤال ثمب [ 542 ] :
زيد ملكي از عمرو در مدّت معيّنه اجاره نموده كه در آن خانه وأعيان بسازد ، پس در آنجا إحداث أعيان نموده ومتصرّف بوده ، وحال مدّت اجاره منقضى شده آيا موجر را مىرسد كه مستأجر را إجبار بر إزالهء أعيان محدثه نمايد ، يا موافق ضابطه حساب ؛ مستأجر را مىرسد كه موافق تصديق أهل خبره قيمت أعيان محدثه را از موجر بگيرد وملك را واگذارد