بستد از من « 1 » صيرفىّ وبيست دينارم بداد * ماندهام حيران در اين دادوستد بىاختيار
يك مهندس در همه روى زمين خواهم كه أو * يك به يك آرد حساب ووزن أو را در شمار
جواب :
حلّ آن را بشنو از من از سر صدق ويقين * اى كه هستى در ميان أهل دانش يادگار
گوشوارى را كه وصف آن بيان فرمودهاى * قيمت ووزنش تمامى با تو گويم آشكار
هست وزن لعل ثلث وثمن ومثقالى تمام * در كم وبيش نباشد هيچ كس را اختيار
هست وزنش اينچنين وقيمتش گويم به تو * چهارده دينار وكم ربعي است نزد هوشيار
هست مرواريد دانگ وثمن مثقالى « 2 » وليك * قيمت آن پنج دينار است وربعي زر بيار
وزن زر ربعي ز مثقال است نه بيش ونه كم * قيمت آن هست يك دينار زر با عيار
سكّه بر زر مىزند هر كس كه از روى كرم * نقد هستى را براي دوستان سازد نثار « 3 »
هامش
( 1 ) در نسخه ج به جاى « از من » ( آن را ) آمده است .
( 2 ) در نسخهء الف به جاى « مثقالى » ( يك مثقال ) آمده است .
( 3 ) مشكلات العلوم نراقى : 203 و 204 ، صورت معمّا اين چنين است : گوشوارهاى به وزن يك مثقال كه از لعل ولؤلؤ ( مرواريد ) وطلا ساخته شده است ، صرّاف با توجه به اينكه لعل مثقالى 30 دينار ،