آن مردود مرتاب زد وبه جهنّم فرستاد ، وحضرت رسالت صلّى اللّه عليه وآله وسلّم در مدح آن حضرت ؛ لعل گوهر بخش « 1 » گشاد وفرمود : « لضربة عليّ يوم الخندق أفضل من عبادة الثقلين » « 2 » يعنى : البتّه ضربت علي عليه السّلام در روز خندق بهتر است از عبادت جنّ وانس .
وبيان اين مدّعى آن است كه : آن حضرت را چندين اسم بوده از جملهء آنها زيد است چنانكه شيخ صدوق - رحمة اللّه عليه - در كتاب « امالى » از حسن بصرى روايت نموده كه گفت : روزى حضرت أمير عليه السّلام بر منبر بصره رفت وگفت : « أيّها الناس ! نسب مرا بگوييد واگر نه من نسب خود را مىگويم [ كه ] :
من زيد بن عبد مناف بن عامر بن عمرو بن مغيرة بن زيد بن كلابم ، پس ابن كوّاء رو به آن حضرت برخاست وگفت : يا هذا ، ما نمىشناسيم از براي تو نسبى ، مگر آنكه تو علي بن أبي طالب بن عبد المطّلب بن هاشم بن عبد مناف بن قصي بن كلابى ، حضرت به أو فرمود : « اى لكع - يعنى : اى أحمق - بدرستى كه پدرم مرا زيد نام كرد به نام جدّش قصي ، ونام پدرم عبد مناف بود پس كنيت أو بر نامش غالب شد ، ونام عبد المطّلب عامر بود ولقب بر نامش غالب گشت ، ونام هاشم عمرو بود ولقب بر اسم غالب شد ، وهمچنين نام عبد مناف مغيرة بود ومغلوب لقب گرديد ، ونام قصى زيد بود وچون عرب را از بلد أقصى جمع كرد وبه مكّه آورد أو را مجمّع وقصى گفتند ، پس لقبش غالب شد « 3 » بر نامش » « 4 » تمام شد
هامش
( 1 ) ه ، حجري : گهربار .
( 2 ) مستدرك حاكم : 3 / 34 حديث 4327 ، تاريخ بغداد : 13 / 19 ، مناقب خوارزمي : 107 حديث 112 ، تفسير فخر رازي : 32 / 31 ، شرح المقاصد : 5 / 295 و 297 و 298 ، فرائد السمطين :
1 / 256 ، ينابيع المودة : 1 / 109 ، شرح المواقف : 8 / 371 و 372 . براي اطلاع بيشتر مراجعه شود به إحقاق الحق : 6 / 4 - 8 ، 16 / 402 - 405 .
( 3 ) الف ، ب : گرديد .
( 4 ) امالى صدوق : 482 حديث 2 .