تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مقامع الفضل — صفحة 458

مساهمون:

ص٤٥٨
شيخ مفيد در « ردّ بر حلّاجيّه » كتابي نوشته است « 1 » ، واللّه العالم [ * 43 ] .

سؤال تصب [ 492 ] :

از محقق عماد مير داماد اين رباعي مذكور است :
اى سرّ حقيقت اى كان سخا * در مشكل اين حرف جوابي فرما
گوئى كه خدا بود ديگر هيچ نبود * چون هيچ نبود پس كجا بود خدا ؟

جواب :

جواب آن نيز از شيخ بهاء الدين مشهور است :
اى صاحب مسأله تو بشنو از ما * تحقيق بدان كه لامكان است خدا
خواهى كه تو را كشف شود اين معنى * جان در تن تو بگو كجا دارد جا « 2 »

سؤال تصج [ 493 ] :

مىگويند كه عارف مولوى ؛ « مثنوى معنوي » را به اسم حضرت صاحب الأمر ( عج ) نوشته ومرادش از ضياء الحقّ حسام الدين ؛ آن حضرت بوده ، آيا اين كلام اصلى دارد يا نه ؟

جواب :

ظاهرا اين كلام از أوهام عوام است وتا حال اين را از فاضلى نشنيده‌ام ودر كتابي نديده‌ام ، بلكه خلاف آن در كتب محقّقين مذكور وبر السنهء بزرگان مشهور است . شيخ عارف مكاشف ملا حسين بن علي واعظ كاشفي مؤلف « جواهر
هامش
توضيح : ما در جائى از كتب شيعه يا سنى نيافتيم كه حسين بن روح رحمه اللّه فتوى به قتل حلّاج داده باشد ممكن است مؤلف انتشار لعنت وى از طرف امام عصر عليه السّلام ونايب مذكور را فتوى به قتل وى به حساب آورده باشد . ( 1 ) رجال نجاشي : 401 . شيخ مفيد در تصحيح الاعتقاد : 134 - در تأييد فرمايش صدوق در اعتقادات - حلّاج وپيروانش را از ملحدين وزنديقان شمرده وآنها را حتى از مجوسيان هم دورتر از دين معرّفى كرده است . ( 2 ) براي اين اشعار مدرك خاصي پيدا نشد لذا مرحوم مؤلف به مأخذ آن اشاره نفرموده‌اند ودر روضات الجنات : 7 / 69 بصورت « ما نقل » آمده است ، ومحقق فاضل « سعيد نفيسى » هم در مقدمهء « ديوان كامل شيخ بهائى » صفحهء : 40 و 41 ، اين اشعار را آورده وپس از چند سطر چنين اظهار نظر كرده است : « همهء اين مطالب بيخ وبن ندارد » .