تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مقامع الفضل — صفحة 452

مساهمون:

ص٤٥٢
من همىگويم چو مرگ من ز توست * با قضا من چون توانم حيله جُست
أو همىاوفتد به پيشم كاى كريم * مر مرا كن از براي حق دونيم
تا نيايد بر من اين انجام بد * تا نسوزد جان من بر جان خود
من همىگويم بر أو جفّ القلم * زين قلم بس سرنگون گردد علم
هيچ بغضي نيست در جانم ز تو * زان كه اين را من نمىدانم ز تو
* * *
آلت حقّى تو فاعل دست حقّ * چون زنم بر آلت حق طعن ودقّ
گفت أو پس اين قصاص از بهر چيست ؟ * گفت : هم از حقّ اين سرّ خفيست
گر كند بر فعل أو خود اعتراض * ز اعتراض خود بروياند رياض
آلت خود را اگر أو بشكند * آن شكسته گشته را نيكو كند
رمز ننسخ آية أَوْ نُنْسِها * نأت خيرا در عقب ميدان بها « 1 »
هامش
( 1 ) مصدر : مها .
مقامع الفضل — صفحة 452 | مؤسسة العلامة المجدد الوحيد البهبهاني / آقا محمد علي كرمانشاهي