ونجاسات لذّت مىبرد واز بوهاى خوش نفرت مىنمايد « 1 » .
ونيز محيي الدين مذهب جبر را نسبت به جميع عرفا داده « 2 » .
وشبسترى در « گلشن » راز نيز گفته :
هر آن كس را كه مذهب غير جبر است * نبي گفتا « 3 » كه أو مانند گبر است « 4 »
وجميع اشاعرهء أهل سنّت جبري مذهبند « 5 » وچه خوب گفته است امام فخر رازي شافعي اشعرى در اين مقام :
إذا كانت الأشياء من اللّه قدّرت * فقد قام عذر الروافض في السبّ
إذا كان ربّ العرش في حكمه قضى * عليهم بهذا فالعتاب على الربّ « 6 »
وظاهرا نظر به مقدّمهء جبر است ، آنچه عارف مولوى در « مثنوى » فرموده در أواخر سفر اوّل در بيان عذر ابن ملجم لعين در قتل أمير المؤمنين عليه السّلام ووعدهء شفاعت آن حضرت به أو در قيامت با عدم احتياج أو به شفاعت :
گفت پيغمبر بگوش چاكرم * كو برد روزى ز گردن اين سرم
كرد آگه آن رسول از وحى دوست * كه هلاكم عاقبت بر دست اوست
أو همىگويد بكش پيشين مرا * تا نيايد از من اين فكر « 7 » خطا
هامش
( 1 ) شرح فصوص الحكم قيصرى : 212 .
( 2 ) شرح فصوص الحكم پارسا : 240 و 298 ( با اندكى اختلاف ) .
( 3 ) مصدر : فرمود .
( 4 ) شرح گلشن راز : 749 .
( 5 ) شرح المواقف : 8 / 146 ، مطالب العالية : 9 / 9 .
( 6 ) در مظانّش نيافتيم .
( 7 ) مصدر : منكر .