تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مقامع الفضل — صفحة 447

مساهمون:

ص٤٤٧
استعارات « 1 » متشبّث گرديده ، در هتك استار عقل ونقل اشعار را شعار ولفّاظى را دثار خود ساخته ، دست تمسّك بر دامن بىامن كشف ومشاهده زنند ، ومتشابهات آيات وروايات را شاهد ومعاضد خود سازند وگويند :
عارف از ديده گويد وعاقل از شنيده * تو را ديديم ويوسف را شنيديم
شنيده كي بود مانند ديده
وشهود را عبارت از رؤيت حق دانند بىحجاب وشيخ أبو سعيد أبو الخير گويد :
نتوان به خدا رسيد در علم وكتاب * حجّت نبرد راه به إقليم صواب
در وادى معرفت براهين حكيم * چون جادّه‌اى راه در چراگاه دوابّ « 2 »
وشيخ شبسترى در « گلشن راز » گويد :
كسى كو عقل دورانديش دارد * بسى سرگشتگى در پيش دارد
ز دورانديشى عقل فضولي * يكى شد فلسفي ديگر حلولى
خرد را نيست تاب نور آن روى * برو از بهر أو چشم ديگر جوى
دو چشم فلسفي چون بود أحول * ز وحدت ديدن حق شد معطّل
ز نابينائى آمد راه تشبيه * ز يك چشم « 3 » است ادراكات تنزيه
تناسخ زان « 4 » سبب شد كفر وباطل * كه آن از تنگ چشمى گشت حاصل
هامش
( 1 ) حجري : اشعارات . ( 2 ) در ديوان موجود نيافتيم . توضيح أخيرا ديوان أبو سعيد أبو الخير با مقدمه رحيم چاوش اكبرى به وسيله « نشر محمد » به چاپ رسيده ودر مقدمه تصريح شده است كه اين ديوان تمام اشعار أبو سعيد نيست وحتّى به همين مقدار هم اطمينان نداريم از شيخ باشد ، وبه نسخهء ديگرى هم دست نيافتيم . ( 3 ) مصدر : چشمى . ( 4 ) مصدر : تناسخ ز آن سبب كفر است وباطل .