أقدس الهى بر وفق حكمت به ازاى آن فعل مقرر فرموده وبه وساطت أنبياء وأوصياء وعلماء به آن فاعل رسانيده از براي أو ثابت خواهد گشت ، وچون جناب الهى نيز به علم أزلي دانسته كه فلان وفلان به اختيار خود بر آن فاعل لعن خواهند كرد به عوض لعنهاى ايشان ثواب از براي لاعن وزيادتى عقاب از براي ملعون نيز مقرّر نموده كه در روز جزا آن را بر منصّهء ظهور جلوه نمايد .
وامّا علم أزلي ؛ پس علّت اختيار وترجيح مختار نمىگردد مانند علوم حادثه ، مثلا علم ما به اينكه آسمان در بالا است وزمين در پائين وحموضت ترش وحلاوت شيرين ، آنها را چنان وچنين نكرده « 1 » است ، وهرزهاى كه خيّام در اين مقام گفته « 2 » :
مى خوردن من حق ز أزل مىدانست * گر مى نخورم علم خدا جهل بود « 3 »
مردود است به آنچه جناب خواجة نصير در رد آن فرموده :
علم أزلي علّت عصيان كردن * نزد عقلا ز غايت جهل بود 4
واحتمال دارد كه هرگاه ظلم عامي از ملعونى سر زند كه به هر كس از آن ضررى رسد مانند : قتل پيغمبرى يا امامي كه به هر احدى به سبب فقدان هادي شرّى 5 مىرسد ، پس هر لعنى كه متضرّرى بر أو كند به آن ؛ انتقام خود كشيده ، واز درگاه اله داد خواسته باشد وسبب ازدياد عذاب آن ملعون خواهد گشت .
ونيز محتمل است كه لعن ونفرين مؤمنين وشهادت ايشان بر بدى شخصي مانع گردد از عفو وتفضّل بر أو وبخشيدن گناهان به محض كرم بىپايان ، يا باعث شود بر عدم قبول شفاعت شفيعان وخروج أو از دايرهء قابليّت اين فيض
هامش
( 1 ) الف ، ب ، ج : كرده .
( 2 ) ج : گفته است كه .
( 3 ) و 4 النقض : 133 .
( 4 ) 5 ج : ضررى .