منوره ومكّهء معظّمه - متفحّص قبور ايشان نشدهاند ، به حدّى كه قبور آنها مختفى ومشتبه گرديده ، حتى آنكه قاصر از عارف معمّرى از شيعه متولّدين وقاطنين در مكّهء معظمه پرسيدم كه قبر « عبد اللّه » كجاست ؟ گفت : ظاهرا در شام است ، واين محض اشتباه است ، بلى قبر هاشم در « غزّه » شام است .
واز اينجاست كه خال مفضال مجلسي رحمه اللّه در « تحفة الزائر » فرموده كه : قبر شريف عبد اللّه وآمنه در اين زمان معلوم نيست « 1 » .
وقاصر در سنهء هزار ويكصد وهشتاد وشش ( 1186 ه ) كه به مدينه مشرّف بودم به لطايف الحيل قبر عبد اللّه را پيدا كردم وزيارة نمودم وبسيارى از حجّاج را بر آن دلالت نمودم ، وقبر آن حضرت در كوچهء درازى است ومعروف به « زقاق الطوال » در يسار داخل دروازهء مصرى در خانهاى معروف به « بيت أبي النبي » ، وقبل از اين مشهور به خانهء نابغة بوده ، وقبر آن حضرت واقع است در فوق دكّه در ضلعى ميان دو ديوار خانه در صندوق كوچك خرپشتى ودر جوف آن ضريح چوب كوچك نيز هست .
ودر « تاريخ طبري » مذكور است كه : عبد المطلّب عبد اللّه را به مدينه فرستاد كه خرما بياورد پس در آنجا فوت شد « 2 » .
ودر تاريخ معتبر ديگر ديدم كه چون از [ وضع ] حمل حضرت رسالت پناه صلّى اللّه عليه وآله وسلّم دو ماه گذشت ؛ وفات يافت والد أو عبد اللّه نزد خالوهايش از بنى نجّار در وقتي كه از شام مراجعت مىنمود در قافلهء مكّه ، چون رفقاى أو به مكة رسيدند وعبد المطلّب تحقيق حال عبد اللّه را از ايشان نمود ، گفتند : أو را بيمار در مدينه گذاشتيم ، عبد المطلّب پسر خود حارث را به طلب عبد اللّه فرستاد ، چون
هامش
( 1 ) تحفة الزائر : 59 .
( 2 ) تاريخ طبري : 2 / 7 .