تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مقامع الفضل — صفحة 313

مساهمون:

ص٣١٣

سؤال شكط [ 329 ] :

صورت مسأله وفتواى فلان ؛ به خدمت شما ارسال شده كه موافق فتواى سابق شما حكم را برعكس فهميده وملك را حق عمرو مىدانند نه زيد ، وجمعى ديگر از فتواى شما حكم را از براي زيد فهميده‌اند نه عمرو ، وچون جمعى مختلف در فهم عبارت فتواى شما شده‌اند وكيفيت فهم خود را نموده‌اند ، لهذا كلام ايشان ارسال خدمت شده كه حكم را واضح بنويسند كه رفع اشتباه شود ؟

جواب :

صورت مرسوله به نظر حقير رسيده وبر مضمونش كمال اطلاع به هم رسيد وآن را مبتنى بر عدم اطلاع بر محلّ نزاع ومراغمت « 1 » ضرورت واجماع وعدم آشنائى بر مدلولات ادلّه ومقصودات اجلّه ديد ، نوشته‌اند كه : همين كه متصرف از زمين منتفع وبهره‌مند شود كافى است وآن را أحيا مىنامند . مثل بريدن چوب ودرخت ، وتراشيدن آجام « 2 » وخار ، وبريدن ليغ « 3 » ، مجرّد انتفاع وبهره‌مند شدن از زمين ؛ احياء آن نيست به اجماع مسلمين ، بلكه ضرورت دين ، والّا لازم مىآيد كه هر كس كه در زمين مواتى بگذرد ، يا بخوابد ، يا بول كند ، يا مسافري يك روز در آنجا خيمه زند وتوقف نمايد وبعد از آن كوچ كند ، يا از بيشه‌اى هيمه‌اى ببرد وبسوزاند ، يا به خانه ببرد ، وهمچنين از علفزارى علف چيند ، يا حيوان خود را در آن « 4 » چراند ، يا از موات آب گرفته آب خورد ، يا تطهير كند يا حيوان خود را آب دهد ، يا در مواتى استنجاء كند وبه سنگ وكلوخ آن استجمار « 5 » نمايد ، يا بر كوه مواتى راه رود وتفرّج كند واز آنجا گياه يا سبزهء خوردنى ، يا غير خوردنى ، يا ميوه چيند ومنتفع شود ، يا
هامش
( 1 ) يعنى : مخالفت . ( 2 ) آجام : نىزار . ( 3 ) يعنى : برگ نى ( لغت‌نامه دهخدا : 42 / 384 ) . ( 4 ) الف : آنجا . ( 5 ) يعنى : با سنگ استنجاء كردن ( لغت‌نامه دهخدا : 6 / 2124 ) ، الف : استنجاء .