جواب :
هرگاه ثابت باشد « 1 » كه در آنجا كشته شده ويا كشتهء أو را در آنجا بيابند وقاتل معلوم نباشد وميان مقتول وأهل آن قريه عداوت ظاهر بوده وقريه نيز كوچك باشد ؛ عرفا لوث متحقق مىشود وبه قسامه طىّ مىگردد ، والا هر كس را كه وارث به آن خون متهم كند تسلّط يك قسم بر أو به هم مىرساند وديهء مقتول بر بيت المال امام عليه السّلام خواهد بود .
سؤال شج [ 303 ] :
نظر به عداوت ؛ زيد عمرو را هفت خنجر زده ، يكى از آنها در پشت شانهء چپ ويكى در پهلو وهر دو مثل هماند ، ودو زخم ديگر در بازوى چپ است به نحوى كه پوست را شكافته ودر گوشت بسيار فرو رفته ، ويكى ديگر بر پهلو زده وبه جوف رسيده كه خون آن به اندرون مىرود ، ويكى در شانهء راست ؛ كه پوست وگوشت را شكافته وچند رگ را بريده ، ويكى در زير پستان چپ زده به نحوى كه سر خنجر به جوف فرو رفته ، جواب آنها را قلمي فرمايند كه حجّت گردد .
جواب :
در هر يك از زخمها كه به جوف رسيده ثلث ديهء كامله است كه در هر دو [ زخم ] دو ثلث دية است ، ودر باب زخمهاى ديگر نظر به آنكه از عمد « 2 » زده مجنى عليه اختيار دارد كه به عوض هر زخمى از آنها « 3 » از جانى قصاص نمايد از همان جا كه زده به همان مقدار در طول وعرض ، وهرگاه در اين صورت طرفين به ديت راضى شوند مختارند واز براي ايشان ديهء معيّنه نيست وبه هر قدرى كه راضى شوند مىشود ، واللّه العالم .
سؤال شد [ 304 ] :
شخصي فوت شده ووارثش منحصر در چهار صبيه وزوجه ووالده ودو همشيره ، وبه هر يك چه مىرسد از ميراث ؟
هامش
( 1 ) ه : شود .
( 2 ) در نسخهء ج ، د ، ه به جاى « از عمد » ( آن را عمدا ) آمده است .
( 3 ) در نسخهء ج به جاى « هر زخمى از آنها » ( هر يك از آن زخمها ) آمده است .