محمولند بر تقيّه از احمقان شيعه كه تاب نمىآورند وفهمشان نمىرسد به آنكه :
أمور مذكوره ضررى به مرتبهء نبوّت وامامت ندارد ، وأعظم از كشتن پيغمبران وامامان نيست ، وبدتر از مقدّمهء كربلا ، وغصب خلافت كبرى نمىباشد ، با آنكه چون كسى جبرا به زنى زنا كند ضررى به دين ودنياي آن زن نمىرسد ، وطول زيادة بر اين مناسب اين رساله نيست ، واللّه العالم .
سؤال رلج [ 233 ] :
اخراجات ايّام تعزيهء ميّت كه وصيّت به آن نكرده باشد از أصل تركه است يا نه ؟
جواب :
نه ، بلكه هرگاه وارث بالغ عاقل خواهد از سهم خود خرج مىتواند كرد نه از حصّهء صغير ومجنون وغايب وطلبكار ، واللّه العالم .
سؤال رلد [ 234 ] :
هرگاه زيد دعوى ملك مشترك ميان خود وعمرو را با متصرّفى صلح كند بدون اذن شريك ، آيا آن صلح صحيح است يا نه ؟
جواب :
هرگاه مجموع دعوى را صلح كرده ؛ در حصّهء خودش لازم است ، وشريك اختيار امضاء وفسخ دارد نسبت به حصّهء خود .
سؤال رله [ 235 ] :
هرگاه زيد در مرض موت معاملهء محاباتيه كند به اينكه : مبلغ كلّى را با كسى مصالحه كند يا هبهء معوّضه كند « 1 » به ازاى آنكه بعد از فوت أو قدر معيّنى به مصرف دفن أو رساند ودو سال نماز به نيابت أو گزارد ، آيا آن معامله صحيح است يا نه ؟ وبر تقدير صحّت چيزى به وارث مىرسد يا نه ؟
جواب :
معاملهء مذكوره هرگاه مستجمع شرايط صحت بوده صحيح ولازم است هرچند كه در مرض موت باشد وآن كس سواي آن چيزى نداشته باشد على الأقرب ، لكن عوضى را كه قرار داده كه بعد از فوت از براي أو به عمل آيد از قبيل وصيّت است ، هرگاه مجموع آن از ثلث تركه بيرون رود يا وارث با بلوغ
هامش
( 1 ) د ، ه : نمايد .