وشايد حضرت أمير عليه السّلام در اين مقدمه اقتدا به حضرت پيغمبر صلّى اللّه عليه وآله وسلّم فرموده باشند نظر به قول حق تعالى :
لَقَدْ كانَ لَكُمْ فِي رَسُولِ اللَّهِ أُسْوَةٌ حَسَنَةٌ
« 1 » وچون حضرت پيغمبر صلّى اللّه عليه وآله وسلّم نظر به حكمت وملاحظهء مصلحت مدّتى مديد در مكّهء معظّمه با كفّار مدارا فرمود ومحاربه ننمود وبعد از وجود أنصار در مدينه بناى جهاد گذاشت ، همچنين حضرت أمير عليه السّلام نظر به وصيّت آن حضرت « 2 » ، وملاحظهء حكمت ومصلحت اقتدا به آن حضرت فرموده مدّتى مديد با مخالفين مدارا نمود وبعد از وجود أعوان ؛ بناى مخالفت ومحاربه گذاشت ، پس هرگاه تقيّه ومدارا ومراعاة مصلحت مجوّز ترك جهاد وسبب مدارا با كفّار ومنافقين گردد ؛ بطريق أولى مجوّز تزويج ايشان خواهد شد ، وهرگاه غصب خلافت عظمى وكشتن ائمّهء هدى عليهم السّلام ممكن باشد وموجب قدح « 3 » در ايشان نشود ، زن از ايشان به جبر گرفتن ممكنتر وضررش كمتر خواهد بود ، وهيچ يك از اين أمور منافى غيرت رسالت وامامت نيست .
وآنكه در بعضي از أحاديث ضعيفه وارد شده است از مقدمهء جنيّة ، وآنكه زينب ورقيّة وامّ كلثوم دختران پيغمبر صلّى اللّه عليه وآله وسلّم نبودند « 4 » بلكه دختران خديجة بودند از شوهر اوّل ، يا دختران هاله خواهر خديجة بودند « 5 » - كه حضرت پيغمبر صلّى اللّه عليه وآله وسلّم آنها را تربيت فرموده بودند - بر تقدير تسليم سندهاى آن أحاديث -
هامش
وى مطرح كند جز فرار وى از جنگ أحد وسپس ادعاى عفو براي وى از طرف خدا واين مىتواند افراد منصف را قانع كند كه چقدر فضائل در حجم بسيار وسيع به نفع مخالفين علي عليه السّلام جعل كردهاند .
( 1 ) احزاب ( 33 ) : 21 .
( 2 ) بحار الأنوار : 29 / 437 باب 13 حديث 2 و 3 و 10 و 28 .
( 3 ) در نسخهء ج به جاى « قدح در » ( نقص قدر ) آمده است .
( 4 ) بحار الأنوار : 22 / 152 ، فقط « زينب » و « رقيه » را نام برده است .
( 5 ) بحار الأنوار : 22 / 191 ، فقط « زينب » و « رقيه » را نام برده است .