ورشد امضاى آن وصيّت كند - خواه در حيات موصى يا بعد از وفات أو - به موجب وصيّت بايد عمل شود ، واگر وارث امضاى آن وصيّت نكند واز ثلث نيز بيرون نرود ، در مقدار ثلث ممضى وتتمّه مال وارث است ، وآن قدر معيّن مذكور را به أجرة المثل دو سال نماز حساب بايد كرد « 1 » .
مثلا : هرگاه تنخواهى كه هبهء معوّضه نموده ، ده تومان بوده وعوض را سه تومان به جهت دفن ، ودو سال نماز ، كه : اجرة المثلش دوازده هزار است - مثلا - قرار داده ، وتركهء أو منحصر در اين باشد « 2 » ، وترتيبي در وصيّت قرار نداده باشد ، يك تومان به جهت دفن أو منها ، وهشت ماه نماز بر ذمّهء أو « 3 » مىماند ودو تومان وهشت هزار به وارث مىرسد كه از وصىّ بگيرد ، واللّه العالم .
سؤال رلو [ 236 ] :
هرگاه عذر مرجوّ الزوال باشد در اوّل وقت تيمّم مىتوان كرد ؟
جواب :
مىتوان كرد - على الأظهر - ، وأحوط تأخير است تا وقتي كه - به حسب ظنّ غالب - هرگاه تيمم نكند نماز فوت مىشود ، وچون با ظنّ غالب تيمّم كرد وبعد از نماز وقت باقي مانده باشد اعادهء آن نماز لازم « 4 » نيست .
سؤال رلز [ 237 ] :
در أحد مسجدين حرامين هرگاه جنب شود چه كند وحدّ مسجدين چه قدر است ؟
جواب :
تيمّم كند وبيرون رود هرچند كه غسل در آنجا ممكن شود « 5 » ومدّت مكث از براي آن مساوى يا اقلّ از مدّت مكث از براي تيمّم باشد ، ومراد
هامش
( 1 ) در نسخهء ه به جاى « بايد كرد » ( نمايند ) آمده است .
( 2 ) در نسخهء ه به جاى « اين باشد » ( همين است ) آمده است .
( 3 ) ه : وصى .
( 4 ) ه : واجب .
( 5 ) ج : باشد .