تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مقامع الفضل — صفحة 257

مساهمون:

ص٢٥٧
أصلا اثرى از أو ظاهر نيست وزوجه‌اى دارد كه أصلا نفقه وكسوه ندارد وكسى نيست كه متوجّه أحوال أو شود وزوجهء مذكوره هم ادّعا مىنمايد كه والدش أو را جبرا به شوهر داده ومىنمايد كه در حال تصرّف وبعد از آن هرگز راضى نبوده وزوج عنفا تصرّف نموده . آيا چنين عقدي صحيح است يا نه ؟ وادّعاى زوجه جبريّت را ؛ بدون بيّنة مسموع است يا نه ؟ وهرگاه از اثبات عاجز باشد نفقهء أو از چه ممرّ مىباشد ؟

جواب :

در صورت مذكورة هرگاه اثبات جبريّت كند بهتر وهرگاه از اثبات جبريّت عاجز باشد ميان خود وخدا به علم خود مكلّف است ، زيرا كه معارضي در برابر ندارد ، واگر واقعا مجبوره بوده وتا به حال به عقد آن شخص راضى نشده مىتواند كه شوهر كند به كسى كه بر حال أو مطّلع نباشد ، وهمچنين كسى مىتواند كه أو را عقد كند از براي خود يا ديگرى كه أو نيز اطّلاع نداشته باشد ، وبر قول آن زن - كه مانعى ندارم وبىشوهرم - اعتماد مىتوان كرد بدون تفحّص وتجسّس به اتّفاق واجماع كل علماء « 1 » ، ودر صورتي كه صبر كند ومستحقّ زكات يا خمس باشد از آن مىتواند گرفت وهرگاه اينها به أو نرسد بر هر كسى كه مطلع وقادر بر انفاق باشد واجب مىشود كه به نحوى متوجّه أو شود كه هلاك نشود .

سؤال ركز [ 227 ] :

هرگاه مردى يا زنى با بلوغ وعقل كلمهء كفر گويد ، چه صورت دارد ؟

جواب :

هرگاه مرد از مسلمان زائيده باشد ، يعنى در وقت انعقاد نطفهء أو
هامش
( 1 ) منظور مؤلّف رحمه اللّه از اجماع در اينجا أكثر قريب به اتّفاق مىباشد ودر صفحهء 205 به اين مسأله تصريح كرده ونوشت : « وبالجملة لم نقف إلى الآن على مظهر للخلاف فيما ذكرنا من الأعيان في المقامين سوى الفاضلين وصاحب الكفاية والتنقيح حيث نسب المحقق في الشرائع قبول دعوى المطلّقة ثلاثا في التحليل إلى القيل ؛ مشعرا بالتمريض » .