تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مقامع الفضل — صفحة 181

مساهمون:

ص١٨١
وسخن آن شخص همين است كه در تصرف دارم « 1 » .

جواب :

بايد ضعيفه غصبيّت يد متصرّف را به ثبوت شرعي برساند به اينكه : آن شخص در ايّام تصرّف گاهى اعتراف به آن نموده ، يا آنكه دو شاهد عادل شهادت دهند به اينكه : علم دارند به آنكه تصرف آن نامشروع است ، يا علم به مشروعيت آن ندارند وآن باغ تا حال مال ضعيفه است ، وبعد از ثبوت مىرسد أو را كه در آن باغ تصرّف نمايد ، وبعد از عجز از اثبات ؛ تسلط قسم دارد .

سؤال را [ 201 ] :

آيا در صيغهء عقود وايقاعات ؛ عربيّت شرط است ، يا به فارسي نيز مىشود ؟

جواب :

به هر زبانى مىشود ؛ لكن در نكاح وطلاق با قدرت بر عربيت ، ترك آن ننمايد وهرگاه خود عربى نداند وياد گرفتن در آن وقت بر أو دشوار باشد وكيلي عربىدان ؛ در آنجا موجود باشد ، ومانعى در توكيل أو نباشد ؛ بهتر آن است كه أو را وكيل كند .

سؤال رب [ 202 ] :

دختر قاتلي ؛ پدر أو بىإذن أو - به حكم حاكم عرف - أو را در عقد دائمي برادر مقتول - چنانكه متعارف است « 2 » - درآورده ، ودختر بعد از اطلاع ؛ ابا نموده . وثاني الحال أو را به عقد پسر شخص اوّل درآورده‌اند بدون صيغهء طلاق ، آيا عقد ثاني صحيح است « 3 » ؟
هامش
( 1 ) ج : دارم ومالكم . ( 2 ) در زمانهاى گذشته رسم بود براي رفع اختلاف خانوادهء قاتل ومقتول از مسألهء ازدواج استفاده مىكردند ، راوي از امام صادق عليه السّلام مىپرسد كه : روش توبهء قاتل چگونه است ؟ حضرت راه‌هائى را ارائه مىدهد كه يكى از آنها اين است : « فليتزوج إليهم امرأة . . . » من لا يحضره الفقيه : 4 / 69 حديث 206 ، تهذيب الأحكام : 10 / 163 حديث 652 ، وسائل الشيعة : 29 / 74 حديث 35184 ، اين رسم تاكنون در بعضي از شهرهاى إيران باقي مانده است . ( 3 ) ه‍ : است يا نه ؟